جلسه ۱۱۰
3یك وقتى ذات صرف نظر از هر شائبه تنزل، عندالذات حضور دارد، یك وقتى ذات با تمام مراحل نزول، این دو با هم فرق مىكند، عند الذات حضور دارد. یك نكتهاى كه در اینجا مهم است اینكه وقتى كه ما در السنه عرفا مىبینیم كه: ذات علم به خود ذات و بواسطه تعینات و ممكنات دارد، یعنى تعیینات موجب علم ذات به خود ذات شده است؛ این در اینجا چه معنا دارد؟ یا اینكه فرض كنید كه ذات خود را در تعینات نگاه مىكند یعنى چى؟ از ابتهاج ذات به نظر در ممكنات و به حضور در متعینات این یعنى چه؟ یا درباره مراتب پیغمبر اكرم و ائمه علیهم السّلام راجع به ابتهاج حضرت حق نسبت به این تعینات روایات آمده؛ این معناى خودش را در اینجا روشن مىكند كه: ذات بواسطه رؤیت و نظر و ادراك ظهور در پیغمبر اكرم بواسطه كشف تفصیلى مراتب كمالیه وجود خود ابتهاج پیدا مىكند و همچنین نسبت به ائمه علیهم السّلام و اولیاء شامخین.
مسئله دیگر كه در اینجا مرحوم آخوند متذكر شدهاند مسئله فنا است و عبارتى را كه از حلاج در اینجا آوردهاند كه
بینى و بینک أنى ینازعنى *** فارفع بلطفک إنى من البین در اینجا یك قدرى جاى صحبت است كه كلام مرحوم حلاج به چه معنا است، و مطلبى را كه مرحوم آخوند مىخواهند استفاده بفرمایند در چه محدودهاى است. ماحصل كلام این است كه: همین كه ما اسم تعین را بر یك ممكن بالذات نهادیم، دیگر این اسم تعین را به هیچ وجه من الوجوه نمىتوانیم از او برداریم؛ و به عبارت دیگر همان چیزى كه مرحوم علامه طباطبائى از آن تعبیر به عین ثابت و حفظ عین ثابت در مقام فنا مىكنند، همین مطلبى است كه از كلام مرحوم آخوند در اینجا استفاده مىشود. و اینجا یكى از آن موارد اسفار است كه مرحوم آخوند تصریح دارد به اینكه فناء ذاتى كه عبارت است از: انمحاء بطّى و كلى معلول در ذات علت، هیچوقت حاصل نمىشود. بله! معلول به جائى خواهد رسید كه بجز علت را نمىبیند؛ ایناما اینكه خود ذات و تعین معلول از بین برود، این مطلب را مرحوم آخوند در اینجا نمىتوانند اثبات كنند؛ و از كلام مرحوم آخوند اینطور برنمىآید كه دارند با قوم مماشات مىكنند. نخیر! این تصریح خود ایشان است و كلام ایشان در این مسئله خیلى أكید است و قابل توجیه هم نخواهد بود.

