اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۱۰

2
  •  پس میزان معرفت ذات به پروردگار به لحاظ اضافه و افاضه ذات پروردگار به شاگرد و به متعلم و به این معلوم است؛ این متعلم و این معلوم در ذات خود جهل بسیط است و افاضه علم از ناحیه پروردگار كه همان افاضه حدود وجودى به این ذات متعین و ممكن بالذات باشد او را به همان مقدار نسبت به ذات پروردگار، بینا و عارف گردانیده است.

  •  این عبارت است از معرفت معلول به علت كه به عبارت دیگر معرفت معلول به ذات خودش خواهد بود، اما از ناحیه پروردگار چون پروردگار متعال این علم را به ممكن عنایت كرده است چون این سعه وجودى را به ممكن عنایت كرده است به عبارت دیگر تنزل ذات در ممكن است به لحاظ ظهور در صفات و در افعال و ذات، این عبارت الاخرى ظهور ذات براى خود ذات است، و عرفان ذات خود ذات را در مقام تنزل و در مقام وصف مراحل ذات و صفات و افعال است. پس اینجا نكته‌اى غیر از مسئله عرفان معلول به ذات علت كه بارى تعالى است پیش مى‌آید، قرآن نكته اینكه: چون ذات، ظهور خود او در معلول و در متعین بوده است و چون افاضه وجود خود ذات به او بوده است، پس این عرفان در حقیقت براى خود ذات پیدا مى‌شود؛ منتهى در مقام كشف تفصیلى كه تعبیر به علم حضورى معلول عند العله و مظاهر عند الظهور و المُظهِر مى‌شود. اینجا است كه شمس مغربى مى‌فرماید:

  • ظهور تو به من است و وجود من از تو       ***       فلولاىَ لم تکن لولاک؟
  •  «اگر من نبودم تو ظهور نداشتى و اگر تو نبودى من وجود نداشتم» این معنایش همین معناى دقیقى است كه در اینجا مورد نظر است. ایشان مى‌خواهند بفرمایند كه: اگر متعینى نبود، ظهورت از كجا اثبات مى‌شد؟ اگر مَظِهرى نبود، خلاقیت تو از كجا اثبات مى‌شد؟ و احتیاج ظهور ذات به ممكنات بواسطه كشف تفصیلى ذات در مقام اسماء و صفات است. بنابراین ما مى‌توانیم سر خدا منّت بگذاریم كه اگر ما نبودیم اصلًا مقام الوهیتت، مقام خلاقیتت، مقام علمت، مقام قدرتت، هیچ ظهور و بروز نداشت؛ ما هستیم كه تو را نشان مى‌دهیم. ما خیلى بزرگوار هستیم و این صفات و افعال و قدرت و سایر شوائب وجودى كه در ما قرار دارد، همه اینها نشان دهنده مراتب و سعه وجودى ذات است.