اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۰۹

7
  •  از نقطه نظر مراتب وجودى همان طورى كه ماده نمى‌تواند یك مسأله مجرد را احساس كند، بخاطر عدم سنخیت بین معلوم و عالم، بین شاهد و مشهود، به جهت اینكه ماده اختلاف ماهوى با مجرد دارد و این اختلاف ماهوى، موجب عدم سنخیت بین ماده و مجرد خواهد شد؛ همین طور از نقطه نظر سعه وجودى هر فرد، اختلاف حقیقى و ماهوى بین این جنبه وجودى و بین وجود حق قرار دارد. البته اختلاف ماهوى گفتن از این باب یك قدرى تسامح دارد باید بگوئیم اختلاف كمى یا اختلاف رتبى قرار دارد، همین كه یك وجودى متعین مى‌شود، یعنى آن استعداد و قابلیت تجرد تام از او گرفته مى‌شود. وقتى یك شیئى، یك وجودى محدود مى‌شود، یعنى آن مسأله اطلاق و بساطت در وجود در او راه ندارد، معناى تعین این است. پس تعین نه به این معنا نیست: كه فرض كنید كه یك دیگ حلوایى باشد و شما از این دیگ حلوا به مقدار یك نعلبكى از توى آن حلوا خارج كنید و كنار بگذارید، بگوئید كه: این كلیت و سعه‌ایى كه الآن بر این حلواى در این دیگ كه بیست من حلوا در آن هست متعین و محدود به یك نعلبكى شده، [تعین به این معنا نیست‌] این حلوایى كه در این نعلبكى هست نفس آن حلوایى است كه در آن دیگ است بلد تفاوه اصلًا، إلا اینكه آنجا بیشتر است و اینجا كمتر است، حقیقتش یكى است؛ ولى در مورد تعین وجود مطلق مسأله از این قرار است كه آن حقیقت وجود مطلق بواسطه تعین، از آن حقیقت مجرده خودش محدود و ضیق مى‌شود. لذا هیچ وقت نمى‌تواند این به آن برسد مگر اینكه عین آن بشود والّا به او نمى‌رسد.

  •  اگر ما بخواهیم در اینجا مثال بزنیم باید یك ظرف آب را در نظر بگیریم، و یك ظرف مركب و جوهر را هم در كنارش در نظر بگیریم بگوئیم این جوهر و این مركب هیچ گاه به آن حقیقت مائیت نخواهد رسید الا اینكه این جوهر و این مركب ترقیق بشود و با این آب سنخیت پیدا كند ما مى‌آئیم یك استكان آب به این جوهر اضافه مى‌كنیم، مى‌بینیم یك مقدارى این جوهر خودش را به این آب نزدیك كرد، یك استكان دیگر آب به این جوهر اضافه مى‌كنیم مى‌بینیم یك مقدار خودش را نزدیك‌تر كرد، این استكانهایى كه اضافه مى‌كنیم داریم از آن حقیقت نوریه و تجرد وجودیه به آن اضافه مى‌كنیم، به این سعه مى‌دهیم. سعه یعنى قابلیت رسیدن به این ماء غراء در آن پیدا مى‌شود. نه اینكه بزرگ مى‌شود و باد مى‌كند، این كَمّى است، به این سعه نمى‌گویند. دوباره یك استكان دیگر به آن اضافه مى‌كنیم، دوباره رنگش یك قدرى تغییر كرد و كم رنگ‌تر شد، همین‌طور اضافه مى‌كنیم، تا یك حدى كه مى‌بینیم دیگر اینها با هم خیلى تباین ندارند.