اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۰۹

4
  • والحکماء المتألهون العارفون به یشهدونه لا بالکنه‌، [.....] نه اینكه به كنه او برسیم. لأن شده ظهوره و قوه لمعانه و ضعف ذواتنا المجرده النوریه یمنعنا عن مشاهدته بالکنه چون شدت ظهور او و قوت لمعان او از یك طرف، و ضعف ذوات مجرده نوریه ما، چون ذات ما مجرد است و نورانى است ولى محدود است از طرف دیگر، از مشاهده حقیقت او را بالكنه منع مى‌كنند و انسان به إكتناه او نمى‌تواند برسد. کما منع شده ظهور الشمس و قوه نورها أبصارنا إکتناهها. همان طورى كه شدت ظهور شمس و قوت نورش، چشمان ما را از رسیدن به كنه شمس و تحصیل علم حصولى براى حقیقت شمس منع مى‌كند. لأن شده نوریتها حجابها حجاب شمس شدت نوریت اوست ونحن نعرف الحق الأول و نشاهدته در حالى كه ما حق اول را مى‌شناسیم و او را مشاهده مى‌كنیم. لا نحیط به علما نمى تواند علم ما لكن احاطه به او پیدا كند. کما ورد فى الوحى الإلهى و لا یحیطون به علماً و عَنَتِ الوجوهُ لِلحَىِّ القیوم‌.1 هیچ احاطه‌اى به او از نظر علمى نیست و همه مظاهر در برابر حى قیوم ذلیل و خاضع هستند.

  •  یعنى همه مظاهر معلول هستند و استقلال ندارند و پست هستند در مقام جلال كبریایى حق و همین كه مى‌گوئیم مَظهَر، با او خضوع و تواضع و پستى را هم آوردیم. اگر مَظهَر است، هر چه هست در مَظهِر است؛ و اگر ظهور هست، هر چه هست در آن مَظهِر است كه ظاهر مى‌كند، پس خود ظهور و مَظهَر اینها در برابر علت خودشان فانى هستند؛ و معناى عنت الوجوه یعنى تمام وجوه تمام مظاهر و هیاكل عالم وجود و عالم امكان از ماده و از مجردات به پست‌ترین مرحله از وجودى كه فناى محض در مقابل همان مَظهَر حقیقى است متلبس هستند.

  • واعلم أن معنى کون شده النوریه العقلیه أو الحسیه حجابا للعقل أو الحس عن الإدراک یرجع إلى قصور شیء منهما و فتوره عن نیل مطلوبه و الإکتناه به معناى اینكه نور شدید است حالا این نور عقلى باشد یا حسى اینكه بگوئیم نور عقلى شدید است یا نور حسى شدید است مثل شمس و این حجاب براى عقل یا براى حس ما از ادراك بشود، این برگشتش به قصور یكى از این دوتاست و فتورش از اینكه به محبوب برسد و به كنه آن مطلوب برسد. یعنى عقل و حس قصور دارند از اینكه بتوانند به آن إكتناه مطلوب خودشان برسند.

    1. سوره طه (٢٠) آيه ١١٠ و ١١١