جلسه ۱۰۹
3وقال المحقق الشهرزورى فى الشجره الإلهیه الواجب لذاته أجمل الأشیاء و أکملها [.......] واجب لذاته أجمل اشیاء و اكملش است.
لأن کل جمال و کمال رشح و ظل و فیض من جماله و کماله هر جمالى و هر كمالى ترشح و سایه و فیضى از جمال و كمال او است
ایشان در اینجا عدم حصول علم را از باب اشتداد نور و اشتداد جمال ذكر مىكنند. یعقوب اسحاق كندى از باب مفیض به مقدار مشخصى به مفاضٌ علیه افاضه مىكند، لذا به همان مقدار استعداد براى علمِ به آن مفیض وجود دارد برمىگرداند. در اینجا ایشان مسئله را به افاضه مفیض بر نمىگرداند، به یك مطلب دیگرى برمىگرداند، كه هر دو آنها درست است، و آن این است كه: آن شدت نوریه و شدت جمال و بهاء در پروردگار از یك طرف، و عدم استعداد ما براى ادراك این شدت نوریه از طرف دیگر، این دو موجب مىشود كه ما علم به واقع و علم به ذات حق پیدا نكنیم.
فله الجلال الأرفع و النور الأقهر، جلال ارفع و نور اقهر اختصاص به او دارد فهو محتجب بکمال نوریتهو شده ظهوره. پروردگار متعال در حجاب است و حجاب او چیست؟ كمال نوریت او و شدت ظهور او است، چون نوریت او شدید است، لذا ما تاب دیدن او را نداریم، نه اینكه چون او تاریك است یا حجاب انداخته، و چون ظهور او شدید است این ظهور نمىگذارد ما مظهِر را ببینیم، چون این قدر این ظهور زیاد است كه دیدن مظهِر براى ما امكان ندارد و اگر ما بخواهیم مظهِر را ببینیم باید خود را از مظهِر جدا فرض كنیم در حالتى كه خود ما هم مظهِر هستیم.
پس عقلا مستحیل است كه ما بتوانیم به مظهر، به علم حصولى ادراك پیدا كنیم. كه در تأمل در دلیل مرحوم آخوند در دنباله این مطلب این قضیه را عرض مىكنم.

