اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۰۹

2
  • حقیقت علم حضورى

  •  علم حضورى عبارت از حضور معلوم به تمام ذاته پیش حاضر نیست. بلكه حضور است و شهود است به مقدار استعداد حاضر و به مقدار استعداد محضِر و به مقدار استعداد عالم در ارتباط با انتساب به معلوم است؛ به آن مقدار كه نسبت به معلوم انتساب دارد به همان مقدار علم حضورى نسبت به آن معلوم دارد.

  •  و همین جا روایت امام صادق علیه السّلام كه با آن زندیق است. مى‌گویند كه: شده در دریا حركت كنى و كشتى تو در دریا موج پیدا كند. آنجا كه همه امیدت قطع مى‌شود، چه حالى دارى؟ آیا متوجه نقطه خاصى هستى یا نه؟ مى‌گوید: بله. حضرت مى‌فرماید كه: همین خداست كه تو به وجود خودت به همان حقیقتى كه آن حقیقت ترا به او متصل كرده است، آگاهى حضورى دارى و این معنا، معناى شهود است دیگر. نه اینكه شهودى كه به معناى مشاهده صورت باشد. وجدان این حقیقت در نفس و در سّر است. بطور كلى همه به همین مقدار علم حضورى نسبت به معلوم داریم. یعنى فقط احساس یك معلوم و یك ربطى را مى‌كنیم و خود را نسبت به او مرتبط مى‌دانیم. این علم حضورى عوام نسبت به رب الارباب است. بعد وقتى كه انسان عبور كند، مراحل وجودى او تقویت شود و حجابهاى ظلمانى و بعد از آن نورانى او كنار برود، بواسطه اشتداد سعه وجودى، این حضور در او تقویت مى‌شود و بیشتر مى‌شود.

  •  بنابراین آنچه كه عوام از علم حضورى نه از علم حصولى، چون علم حصولى انعكاس صورت در ذهن است ادراك پروردگار را مى‌كنند همان ربطى است كه بین خودشان و خدا احساس مى‌كنند نه بیشتر، بیش از این حصه‌اى ندارند. آن وقت اگر آمدند و بواسطه تربیت نفس حصه وجودى خود را تقویت كردند و موانع و اعدام را از سر راه برداشتند، بواسطه تقویت و اشتداد نور وجود آن جنبه اتصال قوى‌تر مى‌شود و مشاهده حضورى تقویت مى‌شود؛ فقط به صرف یك اتصال در آن جا بسنده نمى‌كنند، بلكه مسائل جدیدى را ادراك مى‌كنند تا برسد به مقامى كه حالا عرض مى‌كنیم مى‌آید.