جلسه ۱۰۹
10والإقبال بکلیه الذات إلى الحق به تمام ذاتش، اقبال به حق كند، همانطورى كه دارد/
رسد آدمى به جایى که بجز خدا نبیند *** بنگر که تا چه حداست مقام آدمیت كه رسد آدمى به جایى كه به جز خدا نبیند. بنگر كه تا چه حد است مقام البته این را مرحوم حاجى به اصطلاح نقل مىكند.
فلا یزال العالم فى حجاب تعینه و إنیته عن إدراک الحق همیشه عالم در حجاب تعین و إنیت خودش از ادارك حق وجود دارد لا یرفع ذلک الحجاب عنه این حجاب از آن مرتفع نمىشود. بحیث لم یصر مانعاً عن الشهود بحیث كه مانع از مشهود نشود.
ولم یبق له حکم این همان عین ثابت است كه مرحوم علامه با آقا بحث مىكردند. مرحوم آخوند مىخواهند این را بفرمایند كه آن عین ثابت كه تعین وجودى و حد وجودى ما هست هیچگاه از بین نخواهد رفت، گرچه ما نسبت به آن تعین و عین ثابت التفات نداشته باشیم و تمام ادراك ما را مشاهده حق بگیرد، اما در عین حال چون در آن سعه وجودى خود چون متعین هستیم، نمىتوانیم حق را به آنچه كه هست ادراك كنیم. این همان مسأله عین ثابت است.
*** وإن أمکن أن یرتفع تعینه عن نظر شهوده اگرچه ممكن است تعین آن از نظر شهودش مرتفع بشود، یعنى از نظر شهود، نظر به تعین ندارد. لکن یکون حکمه باقیا لكن تعین هست. بخواهد یا نخواهد تعین هست، گرچه التفات به تعین و به خود ندارد. کما قال الحلاج همان طور كه حلاج مىفرماید: بینى و بینک أنى ینازعنى *** فارفع بلطفک إنى من البین البته این شعر حلاج خلاف ایشان است. حلاج مىخواهد بفرماید كه: آن إنیت من همیشه با من در نزاع است، تو این إنیت را بردار.
إنیت تعین است، وقتى تعین برداشته شد، دیگر حكمش باقى نمىماند. دیگر اصلًا تعینى نیست، فنا بنابر قائلین به فنا عبارت از حذف تعین است، نه عبارت از تصحیح ادراك، یعنى چون تعین از بین مىرود، ادراك هم در آنجا تصحیح مىشود و در مقام و موقعیت خاص خودش قرار مىگیرد.

