جلسه ۱۰۹
9تمام مراتب وجودى كه براى سالك پیش مىآید از این باب است، و هر كسى به هر رتبهاى كه برسد، تازه یك صفت از صفات الهیه و یك اسم از اسماء الهیه را ادراك مىكند، البته ناقص نه كامل، منتهى هر چه بالاتر مىرود صفت یا اسمى را كه ادراك كرده تقویت مىشود. همان طور كه قبلًا عرض كردم خود آن صفت و اسم هم وجوهى دارد هر چه علم او بیشتر بشود به اسماء كلیه الهیه اطلاع او بیشتر مىشود. تا كى؟ تا وقتى كه خود او اسم اعظم الهى شود.
اینكه ادراك مىكند به این صورت نیست كه نه اینكه فقط به آن خبر دهند. و از اسماء الهیه خبردار شود. نه! این حالت را در وجود خود مىبیند. مرتب جلو مىرود و مرتب ادراك مىكند. مثل یك شخصى كه فرزند ندارد و هر چه به او معناى محبت پدرى و فرزندى را بگوئى نمىفهمد. تا وقتى كه فرزند پیدا كند، آن وقت آن ارتباط و علقه بین پدر و فرزند را وجدان مى كند. یعنى اگر پیغمبر بیاید در گوشش بخواند، محبت پدرى و فرزندى را نمىفهمد. مگر اینكه خودش فرزند پیدا كند. (و قس علیه فعل له و كذا). كه رسیدن به علم حضورى لازمهاش ارتباط و انتساب بین شاهد و ب مشهود و بین عالم و معلوم در سِرّ و در وجدان خواهد بود، نه در صورت تخیلّیه و صورت ذهنیه.
وهذا لا ینافى الفناء الّذى ادعوه اینكه ما گفتیم كه به حسب وعاء وجودى خودش ادراك مىكند نه بیشتر، منافات با فنا كه اینها ادعا مىكنند ندارد. ادعوه یعنى اهل كشف و اهل عرفان. فإنه إنما یحصل بترک الالتفات إلى الذات
فنا به ترك التفات به ذات حاصل مىشود، دیگر شخص به ذات خودش التفاتى ندارد.
این عبارات نشان مىدهد كه ملا صدرا به فناء نرسیده است
این عبارات نشان مىدهد كه این شخص فانى نیست، یعنى این مطالب مرحوم آخوند فقط حكایت از این مىكند كه این فنایى را شنیده و الا ایشان اینجور نباید مطلب را بیان كند، گرچه مقدارى صحیح است ولى تمام مسأله اینطور نیست.

