جلسه ۱۰۹
8باز در اینجا یك تعینى وجود دارد. همین كه بین این و بین آن اختلاف است یعنى تعین دارد. تا اینكه یك سطل روى این مىریزیم دیگر هر چه نگاه مىكنیم مىبینیم بین این دو هیچ گونه تفاوتى وجود ندارد. این تعینش را از دست مىدهد. حالا چه این آب را درون آن بریزیم، و چه این را درون آب بریزیم. در این صورت یكى خواهد بود.
صحبت در تعین وجود، تجرد وجودى از قبیل حلوا و نعلبكى نیست كه آن اشكال مستشكل به این بر مىگردد. مىگوید: مگر شما نمىگوئید علم حضورى به حق دارید؟! این علم حضورى به حق، یعنى علم به مشهود، مشهود هم كه مجرد است پس علم به كنه این وجود مطلق و وجود بحت و بسیط پیدا كردید.
مثل همین حلوا، شما كه سر دیگ حلوا بروید چه یك قاشق از این حلوا بخورید، چه به اندازه یك دیگ بخورید بالاخره مزه این حلوا را چشیدید. بحث در كمیت نیست، بحث در إكتناه به ماهیت این حلوا هست. شما به كنه حقیقت حلوا دسترسى پیدا كردید.
جوابى كه مرحوم آخوند مىدهند مثال دوم است. مثال مركب و آب است، و آن این است كه معناى سعه وجودى، یعنى اختلاف ماهوى بین شاهد و مشهود؛ و به هر مقدار نور وجود افاضه بشود، به همان مقدار این خود را در آن مىبیند. این یك استكانى كه الآن به این مركب اضافه كردید، اگر این مركب زبان و عقل داشت و در مقام مقایسه با آب بر مىآمد و آب را شرح مىداد همین قدر مىگفت كه: من مىدانم كه آب سیلان دارد، میعان دارد، چرا؟ چون مركب فقط به مقدار میعان ادراك حقیقت آب را كرده، یك استكان دیگر اضافه مىكنید، مىگوید كه: بر علمم اضافه شد و آن این است كه من ادراك مىكنم كه این آب رطوبت دارد، فرض كنید هوا را خنك مىكند. یك استكان دیگر اضافه مىكنید، مىگوید: ادراك مىكنم این آب داراى فلان خاصیت است. همین طور هر استكانى كه اضافه مىكنید، یك چیزى را ادراك مىكند. تا اینكه به آن حقیقت مائیت كه تركّب بین اكسیژن و ئیدروژن است، وقتى مىرسد كه دیگر با او هیچگونه تفاوتى نداشته باشد.

