اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۰۷

7
  •  درست، فرض كنید كه مانند یك مجتهدى كه فرض كنید این مجتهد، در همه علوم و فنونى كه مربوط به این مسأله است، تبحر دارد. در ادبیات تبحر دارد. در صرف و نحو تبحر دارد. در فرض كنید كه در بلاغت و كلام تبحر دارد. در ادبیات تبحر دارد. در تاریخ تبحر دارد، و اصول و فقه و فلسفه و تفسیر و تمام این چیزهایى كه مربوط به اجتهاد است و قطعا همه اینها دخیل در اجتهاد است، همه تبحر دارد. مى‌آید فرض كنید كه یك بنده خدایى كه تازه از راه رسیده است و مى‌خواهد صرف میر شروع كند، مى آید این آقاى مجتهد كذایى مى‌خواهد به این درس بدهد. خوب، الان برداشت این آقائى كه تازه از راه رسیده و به این آقا سلام علیك مى‌كند از این مجتهد چه چیز است؟ مى‌گوید: «یك عمامه‌اى به سر دارد و یك قبائى به تن دارد و عینكى بر چشم، همین. بیش از این نیست.» و هر چه این مجتهد مى‌گوید: «تو مرا بشناسان.» مى‌گوید: «من غیر از این چیزى نمى‌بینم.» بسته به این است كه این معلم و استاد چه چیزى به او عنایت مى‌كند؟ كتاب را باز مى‌كند و شروع مى‌كند به او درس دادن. هر مقدارى كه این به او درس مى‌دهد، به همان مقدار، او به این معرفت پیدا مى‌كند. یعنى وقتى یك صرف میر به او درس مى‌دهد، این به اندازه یك صرف مى‌فهمد این ملاست. عجب این چه هست؟ صرف میررا توانست به ما درس بدهد و چیزى كه اصلًا ما سر در نمى‌آوردیم، مهموز العین و از این چیزها یك وقتى مى‌خواندیم، اجوف و نمى‌دانم، مهموز العین و مهموز الفاء از این چیزها، خلاصه دارد به ما مى‌گوید این الان. این خیلى عجیب است. بعد یك دفعه تصریف را درس مى‌دهد. مى‌گوید این خیلى بالاتر است. شرح تصریف، مى‌گوید این چقدر استاد است. مى‌رود بالاتر. فرض كنید حضورتان كه شرح نظام را مى‌گوید. مى‌گوید آقا این دیگر استاد در صرف است. این اصلا دیگر توى دنیا ... مى‌گوید: خوب. تا اینجا، ما به تو صرف گفتیم. حالا از این به بعد، اینها همه اش چیز است ها. بیائید جلو تا به آن نكته‌اى كه مى‌خواهیم برسیم، اینجاست. این نكته، خیلى نكته مهمى است در معرفت، در باب معرفت. از آنجا مى‌آید بالا، شروع مى‌كند نحو را گفتن. نحو چیست؟ اولین كتابش عوامل ملا محسن است. این مى‌آید، این ملا محسن را به او مى‌گوید: را این نحو هم بلد است. ما تا حالا خیال مى‌كردیم صرف بلد است. یك مقدارى معرفتش اضافه مى‌شود. مى‌رود بالا، كتاب بالا بالا بالا تا مغنى و این حرفها، بعد بالا همین طور. هر مقدارى كه استاد به او افاضه كند، به همان مقدار، این، نسبت به استاد، معرفت پیدا مى‌كند.