اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۰۷

6
  •  مرحوم آخوند در اینجا از راه دیگرى وارد مى‌شوند. خوب، این را كه تا اینجا كردیم، بحث عقلى تام بود. اصلا ربطى به ذوب و مشاهده و فلان و این حرفها نداشت. یك بحث فلسفى سفت و خشك بود. از اینجا به بعد مرحوم آخوند مى‌آیند اصلا بحث را ذوقى‌اش مى‌كنند و حالى‌اش مى‌كنند. مى‌گویند آقا جون راست قضیه این است این عقول ما این كه مى‌گوید كه حقیقت واجب براى ما مجهول بالضروره است راست مى‌گوید. در این ما حرفى نداریم، بخاطر این است كه این ادراك یا باید به تصور حسّى برگردد و صورت، كه ذات واجب الوجود حس نیست، محسوس نیست، تصور معنا ندارد و امثال ذلك. یا اینكه به مدركات عقلى باید برگردد، خوب عقل هم ازطریق همین اكتساب جزئیات و رسیدن به كلیات واینها بایستى كه آن حقیقت واجب براى او مشخص بشود و اینها. و از آن طرف ما مى‌دانیم كه جهت علیت جهت تام است و جهت معلولیت جهت نقصان. و علت حضور نفس علت است به صورت تام در معلول، و حضور شیى‌ء و نفس شیى‌ء است بصورت ناقص در علت. پس بنابراین هیچگاه عقل به كنه حقیقت واجب نمى‌تواند برود، چون ناقص نمى‌تواند یك تام را هیچگاه ادراك كند. و ادراك تام، ناقص را ممكن است، نه ناقص، تام را. چون تام به تمام سعه وجودى معلول حضور دارد در معلول و معلول به اندازه سعه وجودى خود حضور دارد در علت.

  • به عبارت دیگر، معلول به مقدار سعه وجودى خود مى‌تواند پرده از راز علت بردارد و مشكل را از حقیقت علت حل كند. نه به اندازه سعه و ظرفیت علت. پس بنابراین، اكتناح به حقیقت واجب، از باب نقطه، نقطه قوت وضعف بین علت و معلول این محال است مى‌ماند صورت سوم، كه صورت سوم، مقام، مقام مشاهده است. در مقام مشاهده و شهود اشكال ندارد كه این نفس به همان مقدار استعداد و قوه‌اى كه علت به او افاضه كرده، به همان مقدار از این علت مشاهده كند پس بواسطه افاضه نور وجود خود علت است كه این معلول، اطلاع و علم بر ذات علت پیدا مى‌كند. به هر مقدار كه از ناحیه علت، یعنى در واقع در اینجا، باز علت است كه خود را مى‌شناسد، چون از ناحیه علت، افاضه به معلول مى‌شود به آن مقدارى كه افاضه به معلول شده است به همان مقدار، این معلول، علت را مى‌یابد.