جلسه ۱۰۷
4لذا مرحوم حاجى مىفرماید: «مفهومه من أعرف الاشیاء و كنهه فى غایه الخفاء». كنهش كه در غایت خفاء است، یعنى رسیدن به یك حقیقت وجودى كه آن حقیقت وجود، انتزاع اطلاق از او مىشود كرد. چطور ممكن است، این عقل و فهم ما، به یك حقیقتى برسد كه آن حقیقت، هیچگونه تصور كیفى و عرضى و هیچگونه تصور حدى و قیدى، چه نفیى و چه اثباتى، بر او نباشد. لذا مىفرماید «وكنهه فى غایه الخفاء.». پس بنابراین، این معلوم بالضروره بودن، همان مفهوم ظاهرى وجود است كه مطلق الوجود است. اما حقیقت این مطلق الوجود، یا وجود مطلق كه عبارت است از كنه حقیقت وجود، لیس الا نحو خاص من حقیقه الوجود كه عبارت است از وجود بارى. پس بنابراین، اشكال به این برطرف نمىشود كه شما بیائید بین حقیقت بارى و وجود بارى مغایرت قائل بشوید.
ما مىگوئیم: بر فرض كه مغایرت بین حقیقت و ماهیت بارى و وجود بارى باشد، شما اینكه مىگوئید ما به حقیقت وجود پى بردیم، اشتباه است. كه مىگوید به حقیقت وجود پى بردید؟ شما، اشكال شما، در آن معلوم بالضروره بودن اول است، نه اشكال در مجهول بالضروره بودن ثانى است كه حقیقت واجب الوجود است. شما در معلوم بالضروره، این علم شما جهل است. وجود مطلق، امكان ندارد، انسان به او علم پیدا كند و آن چرا كه علم پیدا مىكند، فقط یك تصور ظاهرى است و یك صورت ظاهرى از وجود است. همانطور كه حاجى مىفرماید، مفهومه، مفهوم وجود، مفهوم هستى، مفهومه من اعرف الاشیاءٍ، خیلى روشن است مفهوم سكنجبین این است كه شیرین است. اما كسى كه سكنجبین نخورده است، امكان دارد واقعا مزه سكنجبین را ادراك بكند؟ نه آقا، سكنجبین چه چیزى است؟ سكنجبین یك شیرینى است بین ترشى بین شیرینى مثل فلان خوب، بله دیگر، بین ترشى .... ولى واقعا و حقیقتا این موجب تصور واقعى و تصور صحیح و نفس الامرى از آن طعم و حلاوت سكنجبین مىشود؟ آقا مزه انار چیست؟ انار بر چند قسم است. یك انار شیرین داریم، یك انار ترش داریم و یكى هم بین البین. خوب، انار شیرین فرض كنید كه مثل شكر است. یعنى شما، واقعا تصور شما، از حلاوت انار، حلاوت شكر است؟ اصلا مىفهمید یك همچنین چیزى را؟ فقط انار شیرینى اش، شیرینى شكر است؟ یك چیز دیگرى هم قاطى دارد؟ آیا آن ترشى واقعا ترشى فرض كنید كه من باب مثال، آب غوره و سركه است، یا آن ترشى، یك ترشى دیگر است؟

