اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۰۶

2
  •  بنابراین در مسأله تشكیك در وجود، این جواب مرحوم آخوند مى‌تواند مطرح باشد و آن اینكه: وجود حق متعال یك وجود مطلق، و در نهایت شدت نوریه است، البته این در نزول در تعینات و نزول ظلّیه خود، عین همان اكوان و تعّنات در خارج خواهد بود و (كفى به فرقا و میزاً)، اینكه در آن مرحله، عین حقیقت وجود باشد و ذات واجب عین آن ذات موجود باشد، اما در مراتب ظلیت و مراتب تعینات به واسطه قصور اینها از آن مرتبه شدیت، ماهیت بپذیرد، یعنى نفس القصوره ماهیه و نفس الحدّیه ماهیه بنابراین، با توجه به این مطلب دیگر اشكالى هم در اینجا باقى نمى‌ماند.

  •  یعنى در واقع اینها همه ظل براى او هستند و ظل همان حكم ذو الظل را از نقطه نظر حقیقتش دارد، ولى حكم او را از نقطه نظر شدّت و قصور نوریه ندارد. ولى ذو الظل حكم او را از نظر حقیقتش دارد چون غیر از حقیقت چیز دیگرى براى او نیست، و حكم او را از نقطه نظر نقصانش ندارد. بنابراین با توجه به این مسأله، این معنا هم روشن مى‌شود.

  •  مرحوم آخوند در اینجا چیز دیگرى مى‌خواهند بفرمایند. مى‌فرمایند: اگر منظور اینها از اینكه مى‌گویند وجود زائد بر ذات است، آن معناى مشترك است؛ حقیقت قضیه در اینجا آن مصداق وجود بود نه وجود مشترك. حالا اگر آن معناى وجود مشترك بود، اشكالى ندارد اشكال ندارد كه وجود به معناى مفهوم مشترك زائد بر واجب متعال باشد. همانطور كه بر همه زائد است؛ آن از باب اینكه بر همه اطلاق موجود مى‌كنیم، زید موجود، الله موجود، به وجود مشترك؛ اشتراك در همان مفهوم عام است و این اشكال ندارد، و از نظر نسبت هم كیفش خوب مشخص است. در آنجا چون این وجود مشترك بمصداقه عین ذات است وجوب بر این حمل مى‌شود، هذا الوجود المشترك بالنسبه الیه واجب و هذا الوجود المشترك بالنسبه إلینا ممكن این بخاطر صرف نظر از مصداق است. یعنى ایشان مى‌خواهند بگویند: اگر بحث را روى مصداق مى‌برید وجود حق عین ذات اوست و ماهیت ندارد، اگر بحث روى مفهوم وجود است كه بر همه صادق است، بر ذره صادق است و بر مبدأ همه عالم و ممكنات كه بارى تعالى است بر او هم صادق است. اگر روى این حساب باشد بسیار خوب، ما بر همه اطلاق وجود مى‌كنیم، و مى‌گوئیم الله موجود؛ منتهى از نقطه نظر مصداقى این موجودٌ چون مصداقش عین ذات است لذا كیف در این انتساب موجودٌ به إله، كیف ضرورت و وجوب مى‌شود و چون مصداق این وجود در بقیه ممكنات بالغیر است لذا اطلاق این موجود بر بقیه بالإمكان مى‌شود. اما در هر صورت فرقى در مسأله نمى‌كند