جلسه ۱۰۶
1بسم الله الرحمن الرحیم
طریق دیگر در بیان اشكال و دلیل بر غیریت ماهیت واجب با وجود واجب، كلیت معناى وجود است
طریق دیگر در بیان اشكال و دلیل بر غیریت ماهیت واجب با وجود واجب، كلیت معناى وجود است. معناى وجود یك معناى كلى و سعى است. البته منظور از كلیتى كه اینها قصد مىكنند، كلیت به عنوان طبیعت كلیه است و مرحوم آخوند هم از همین جا به ایشان اشكال وارد مىكند.
وجود عبارت است از (كون فى الاعیان)؛ این كون یا كلّى است یا جزئى است، اگر جزیى است و ما به الخلاف بین وجودات است، بنابراین حملش بر وجودات متخالفه به ما هى متخالفه معنا ندارد؛ و اگر ما به الاشتراك بین وجودات متفاوته هست، بنابراین یا واجب متعال متّصف به این كلى هست یا نیست، اگر نباشد لازمهاش این است كه واجب متعال از وجود ساقط بشود، و اگر هست بنابراین این وجود ـ این كون ـ یك امرى است كه زائد بر واجب است و به عنوان ماهیت واجب تلقى مىشود. این هم نحوه بیان دیگر براى این اشكالى كه اینها مطرح كردند.
جوابى كه مرحوم آخوندى مىدهند از اول: كه وجود، وجود مطلق باشد، و این وجود مطلق عین الكون فى الاعیان باشد یا غیر كون در اعیان باشد این است كه: این وجود، همان وجود مطلق است و بحثى در عینیت با سایر اعیان و كون در اعیان نیست، و به عبارت دیگر مرحوم آخوند در اینجا مىخواهند این مسأله را بپذیرند كه وجود اعیان خارجى، وجود ظلى براى وجود مطلق است. منتهى آن نحوهاى كه ما دیروز وارد شدیم با این نحوى كه مرحوم آخوند وارد مىشوند فرق مىكند. عرض دیروز ما این بود كه وجود مطلق كه از او تعبیر به مقام احدیت مىآورند، هیچ منافاتى با مطلق الوجود ندارد، یعنى دو مرتبه در اینجا لحاظ شده و بر اساس مرتبه، عناوین مختلفهاى بر آنان اطلاق مىشود. آنچه كه در اینجا مرحوم آخوند مطرح مىكند عدم تنافى بین وجود مطلق و مطلق الوجود نیست. وجود مطلق را به عنوان یك مرتبه شدت نوریه و شدت وجودیه مىدانند كه لازمه این، معالیل و تعیناتى است كه به عنوان ظل و عكس، از این وجود مطلق تراوش پیدا مىكند.

