اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۰۵

7
  •  پس در مطلق الوجود اشكالى لازم نمى‌آید. چون در مطلق الوجود فرض بر این است كه هم بر وجود بالصّرافه و هم بر وجود غیر بالصّرافه و وجود ممكنات اطلاق مى‌شود؛ و هر دو در مرحله هستند. این مربوط به اصطلاح مطلق الوجود.

  •  در مسأله وجود مطلق است كه اشكال پیش مى‌آید. مطلب مستشكل درست است. ولى خلاف این مطلب، در اینجاست كه ایشان آمده بین وجود مطلق و مطلق الوجود فاصله انداخته است. گفته از یك طرف شكى نداریم كه وجود واجب، مطلق الوجود است؛ یعنى جنبه صرافت دارد و از یك طرف شك نداریم كه وجود ممكنات عین وجود واجب است، و جداى از آن وجود نیست. بنابراین وجود واجب الوجود عین وجود ممكنات است. بنابراین اگر واجب الوجود داراى ماهیت نباشد و نفس وجود تنها و معرّاى از ماهیت باشد، به تعداد ممكنات وجود المطلق داریم. چون عین اوست و به تعداد ماهیات واجب الوجود داریم. این همان خلافى و محالیتى است كه در اینجا لازم مى‌آید.

  •  جوابى كه داده مى‌شود این است كه شما وجود مطلق را درست تصوّر نكردید، وجود مطلق وجود بالصّرافه‌اى است كه مطلق قید براى اوست، ولى این الوجود المطلقى منافاتى با مطلق الوجود ندارد، و اشكال ندارد كه یك وجودى در مقام ذات خودش اطلاق داشته باشد و حدّ نداشته باشد و همین حد نداشتن مصحّح عینیت با ممكن خواهد بود. و مصحح این است كه پس با اكوان عینیت دارد. منتهى نحوه عینیت آن نحوه ظهور است در خود مقام ذات بدون ظهور و بدون صورت است، این البته جوابى كه براى این بود.

  • تطبیق متن

  • ومنها أن الواجب إن کان نفس کون فى الاعیان واجب اگر عین كون در اعیان است.1

  • أعنى الوجود المطلق یعنى آن وجود مطلق است كه عین كون در اعیان است. لزم تعدد الواجب در اینجا تعدد واجب لازم مى‌آید. ضرورة أن وجود الجوهر غیر وجود العرض. خوب وجود جوهر با عرض فرق مى‌كند و ما اینقدر وجود جوهر داریم. و اینقدر وجود اعراض داریم. تكثّر واجب لازم داریم. و إن کان هو الکون، اگر وجود مطلق، وجود واجب، كون در اعیان است مع قید التجرد. در عین اینكه این وجود اكوان خارجى، عین وجود واجب است. در این حال وجود واجب مجرّد از ماهیت است.

    1. تلميذ: پس در ظهورات عين هم نيستند.
      استاد: نه نيستند حقيقتش با ظهور تفاوت پيدا مى‌کند. حقيقتش بدون ظهور است.