جلسه ۱۰۵
4وجود مطلق به عنوان اینكه مطلق قید براى وجود بشود و از وجود مطلق انتزاع واجب الوجود بشود، ـ یا این وجود مطلق ـ عین كون خارج است؟ ایشان در جواب مىگویند: وجود در خارج از كجا آمد؟ مگر نه این است كه آن وجود، از ناحیه وجود مطلق به او افاضه مىشود، پس وجود مطلق است كه عین آن تحقّق خارج است.
مستشكل مىگوید: اگر این وجود مطلق عین تحقّق در خارج باشد، لازمهاش این است كه تعدّد و تكثر واجب لازم مىآید به جهت اینكه وجود عرض با وجود جوهر متفاوت است وجواهر به انواعها و عرض به انواعه. موجب تعدّد واجب خواهند بود. اگروجود مطلق عین كون در خارج نباشد تجرّد از ماهیت به واجبِ مشروط متبدّل خواهد شد. و مطالب آن گذشت.
صحبت در اینجاست كه چگونه ما مىتوانیم وجود مطلق را در اینجا مطلق لحاظ كنیم. در عین اینكه عین نفس كون در خارج هم بر او حمل نكنیم؟ آن نكته دقیقى كه در اینجا به نظر مىرسید این مطلب است كه: باید حفظ مرتبه احدیت در وجود مطلق، با حفظ مرتبه واحدیت در مطلق الوجود لحاظ بشود. فقط به این وسیله ما مىتوانیم این شبهه را بر طرف كنیم؛ و به این آقایان بگوئیم همین طور است. وجود واجب الوجود عین نفس كون در اعیان و عین نفس تحقّق در اعیان است، نه جدا. وجود واجب الوجود عین وجود در اعیان است نه اینكه یك مرتبه فاصله بین اینها باشد. ولى صحبت در این است كه آن الوجود المطلق را به چه لحاظى در اینجا لحاظ مىكنید. این وصف اطلاقى كه براى وجود در اینجا مىآید موجب مىشود كه ما قائل به عینیت وجود واجب الوجود با ذات او بشویم. اگر وجود واجب الوجود وجود با ماهیت بود نمىتوانستیم وجود مطلق را از او انتزاع كنیم. زیرا وجود ذا ماهیه بود و وجود ذا ماهیه وجود مطلق نیست و وقتى كه وجود مطلق نشد پس نفس كون در اعیان نیست. و ما نمىتوانیم براى رفع شبه نفس كون فى الاعیان را از حیطه بحث خارج كنیم و بگوئیم چه كسى گفته است كه وجود مطلق نفس كون فى الاعیان است، وجود مطلق نفس كون فى الاعیان نیست. نفس كون فى الاعیان مرتبه نازله هستند و جداى از آن وجود مطلقند.

