جلسه ۱۰۵
1بسم الله الرحمن الرحیم
اشكالى دیگر
ومنها أن الواجب إن کان نفس الکون فى الأعیان أعنى الوجود المطلق لزم الواجب، ضروره أن وجود «جوهر غیر وجود العرض و إن کان هو الکون مع قید تجرد لزم ترکب الواجب من الوجود و التجرد مع أنه عدمى لا یصلح أن یکون جزءًا للواجب1
اشكال دیگر و دلیل دیگر بر غیریت ماهیت واجب الوجود از نفس وجودواجب عبارت است از معیت واجب الوجود با تعینات خارجى، این مسأله بسیار دقیقى است. و به واسطه دقت در همین جا، اشتباه و خلطى براى این آقایان پیش آمده. موجب شده است كه مقرّرین و محشّیین بر این مسأله، مطالبى را مطرح كنند به نظر مىرسد كه جاى تأمّل داشته باشد.
مدار بحث بر سر این است كه: شكى نیست وجودى كه در اعیان خارج است، وجود اضافى به اضافه اشراقیه و افاضه از ناحیه مبدء اول است. و این وجود زائد بر ماهیت و این زیادى موجب غیریت او با ماهیت است در اكوان، تعینات و تقرّرات خا رجى است. و چون مفهوم وجود و اشتراك معنوى، قابل صدق بر جمیع مراتب وجود است. بناء على هذا یا ما باید قائل به اشتراك معنوى وجود بشویم بر همه مراتب، با حفظ اختلاف ما هوى مراتب، حتى مرتبه وجود مطلق؛ یا اینكه باید قائل به اشتراك معنوى وجود بشویم با عینیت وجود واجب الوجود با بقیه مراتب، كه محالیت مترتّب بر این مسأله است و تعدّد واجب است و شكى نیست كه اطلاق وجود مطلق بر ذات واجب الوجود است در مقابل مطلق الوجود.
یك وقت صحبت از مطلق الوجود است، كه همان فیض منبسط است، كه جنبه ظلّى و سعى دارد نسبت به همه تعینّات خارج. حتى مرتبه احدیت و مرتبه وجود مطلق. افرادى كه قائل به مراتب و مرتبه هستند، قائل به وجود مطلق در مرتبه ذات و در مرتبه واجب الوجود هستند و قائل به مطلق الوجود در مرتبه فیض منبسط هستند.
- ص ١٢٧.

