جلسه ۱۰۴
9(فیکون جمیع الوجودات الممکنات متساویه فى تمام الحقیقه لذاته. وجود ممكنات از نقطه نظر وجود متساوى هستند با ذات واجب پس اختلاف از ناحیه وجود نیست، پو باید این اختلاف از ناحیه ماهیت بیاید؛ پس بین ماهیت و بین وجود اختلاف است، دوئیت و غیرئیت بین ماهیت واجب و وجود واجب است.
واجبیت بأن وجود الممکنات لیس نفس ماهیاتها جواب این است كه: این طورى كه مرحوم حاجى هم در حاشیه مىفرمایند ما تسلیم مشاركت بین وجود ممكنات و وجود ذات را در این جا قبول داریم، ولى مشاركت اقتضاى اختلاف را نمىكند، به جهت این كه این وجود در یكى بالذات است و در دیگرى بالعرض است این وجود در خداوند متعال ذاتى است اما در دیگران عارض بر ماهیت شده و این كفایت مىكند بر این كه این اختلاف لوازم پیش بیاید، به یكى امكان بگوئید، به یكى واجب بگویید. و جوابى كه دادهاند ضعیف است به این كه یكى ذاتى است و یكى عرضى است ضعیف است، این كه موجب اختلاف لوازم نمىشود؛ سفیدى كه بر كاغذ عرضى است، اما همین سفیدى براى گچ ذاتى است، حالا یعنى این دو تا سفید نیستند؟! چون سفیدى عارض بر كاغذ شده و در گچ سفیدى ذاتیش هست، بنابراین این دوتا در سفیدى اختلاف دارند؟! اختلاف ندارند، در كاغذ عارض است، در گچ ذاتى است؟ بالاخره هر دو سفیدند و اختلاف ندارند.
(و اجیب بأنّ وجود الممکنات لیس نفس ماهیتها این خود ماهیات اینها نیستند ولا جزءا منها و نه جزئش هستند. یعنى این وجود ممكنات نه ذاتىِ ماهیات است بخاطر اینكه بین ماهیت و بین وجود فرق است، و نه جزء از آن است بخاطر اینكه وجود هیچ وقت جزء ماهیت واقع نمىشود، وجود خارج از ماهیات است، خارج از مقولات است. بل و هذا الجواب ضعیف عارضٌ لها بلكه این وجود عارض شده و این جواب صحیح نیست (لان عروض الوجودات للمکنات اینكه وجودات عارض بر ممكنات مىشوند و از ناحیه غیر إفاضه به ممكنات مىشوند، لاینافى مشارکه الواجب إیاها فى معنى الوجود. در مفهوم وجود منافاتى ندارد.

