جلسه ۱۰۴
8پس این مطلب خصم دوباره در اینجا مطرح مىشود. وقتى شما نتوانستید یك مطلب واحد را انتزاع كنید، پس این اختلاف بین واجب الوجود و بین ممكن الوجود. از كجا آمده؟ این چیزى كه شما آمدید به این واجب گفتید و به این ممكن مىگویید، از كجا آمده؟ به لحاظ وجود كه خودتان مىگویید، با هم اختلاف دارند پس باید سراغ ماهیت بروید شما در مورد واجب الوجود ماهیت را قبول ندارید پس باید بروید سراغ ماهیت، در مورد ماهیت (مستشكل) ما كه قائل به وحدت وجود هستیم مىگوییم در وجودشان یكى است، وقتى در وجود یكى بود پس باید اختلاف در ماهیت برود، وقتى كه اختلاف در ماهیت رفت پس بین ماهیت واجب الوجود و واجب دوئیت پیدا مىشود.
و لذا در اینجا به نظر مىرسد مرحوم آخوند ناز این اشكال نمىتوانند جواب بدهند، الّا به همان مطلبى كه درباره پهلویین فرمودهاند؛ و آن این است كه: نفس تمامّیت در وجود واجب اقتضاى وجوب را مىكند. این مطلب صحیح است. این كه شما مىگوئید تمام است اینكه شما میگوئید غنا دارد این كه شما میگوئید حد ندارد، فعلیت محض است، اقتضاى وجوب را مىكند؛ و از این طرف اینكه شما مىگویید: ناقص است حد دارد، نا تمام است، اقتضاى امكان را مىكند. امكان به ذاتى خود شى برمىگردد كه همان ماهیات است. وجود آن هم به ذاتى شى كه عبارت از اصل الوجود است برمىگردد بنابراین این اختلاف وجود دارد، و این اختلاف هم به مراتب وجودى هر كدام برمىگردد، مرتبه وجودى تمام تجّرد و وجوب است، مرتبه وجودى ناقص، امكان و افتقار و .... است. و مطلب به این صورت حل مىشود. بنا براین بنابر مكتب مشّائین مطلب قابل هضم نیست.1
تطبیق متن
ومنها أن حقیقة الله لایساوى حقیقة شیء من الاشیاء حقیقت خداوند مساوى حقیقت شیىء از اشیاء نیست «لأن حقیقه ما سواه مقتضیه للإمکان چون حقیقت ما سواى واجب اقتضاى امكان را مىكند وحقیقته تعالى منافیه للإمکان حقیقت خداى تعالى منافى با امكان است واختلاف اللوازم یستدعى اختلاف الملزومات روشن است كه پس ملزومات كه حقایق مختلف مىباشند باید قطعاً با هم اختلاف داشته باشند على أن وجود الواجب یساوى وجود ممکن فى کونه وجودا مطلبى كه در این جا به نظر مىرسد این است كه وجود واجب از نقطه نظر وجودیت مساوى با وجود ممكن است ثم لیس مع ذلک الوجود شیء آخر غیر ذاته بل ذاته مجرد الوجود با وجود چیز دیگرى غیر از وجود نداریم، یك وجود داریم و این وجود خودش است و قائم به ذات خودش است.
- تلميذ: مشائين وجود را در خداوند بسيط مى دانند يا اعتبارى؟
استاد: اعتبارى نمىدانند، مشّاعّين قائل به اعتباريت وجود نيستند، قائل به اختلاف ماهوى وجود هستند. ماهيّت وجود اختلاف دارند.
- تلميذ: مشائين وجود را در خداوند بسيط مى دانند يا اعتبارى؟

