جلسه ۱۰۴
6مرحوم آخوند در مقام جواب نسبت به مكتب مشّائین جواب مىدهد. مىگوید: آن امر مختلف فیه عبارت است از: حقایق مختلفه وجودات. ایشان مىگویند كه: در این جا ما مفهوم واحد را كه وجود است بر هر كدام اینها حمل مىكنیم و با اثبات این مسأله نفى تلازم بین لازم و ملزوم را مىكنند. مىگویند: اشكالى ندارد دو لازم مختلفٌ فیه داشته باشیم ولى ملزومها یكى باشد؛ لازم ها مختلفند، یكى ممكن است و یكى واجب است، ولى ملزوم یكى است ملزوم همان مفهوم وجود است، مفهوم وجود واحد است ولى لازمه منتزع از این در بارى تعالى واجب است در ممكن امكان است.
اشكال بر كلام آخوند
عرض ما به مرحوم آخوند این است: وقتى كه مفهوم واحد را به عنوان یك مفهومّیت، كه خود شما این را از معقولات ثانیه مىشمارید معقولات ثانیه این است كه ظرف عروض آنها در ذهن است، ظرف تحقق اینها در خارج است. مفهوم وجود در خارج، تحقق ندارد. مفهوم وجود در ذهن است. تعین وجود و مصادیق وجود در خارج است. مانند حیوانیت مانند انسانیت مانند كلّى طبیعى هر كدام اینها آن ظرف عروض در ذهن است این معقولات ثانیه، این معقول ثانیه كه در ذهن است این چطور ممكن است از امور مختلفه الحقایق بالذات انتزاع بشود همان طور كه بنابر مكتب مشاء وجود در تعینات همه اختلاف ذاتى دارند، مثلًا در واجب الوجود قرمز است، در ممكن الوجود، و سفید است، وجود در واجب الوجود و به این رنگ است. در ممكن الوجود به رنگ دیگر، وجود در واجب الوجود سفت است مثل سنگ مىماند، در ممكن الوجود مثل آب و هوا است.
پس وقتى كه دو تعیین متخالف بالذات در خارج دارید؛ چطور مفهوم واحد را از این تعینات مختلفه انتزاع مىكنید بنابراین با این مطلبى كه شما آمدید و مىگویید كه اشكال ندارد كه لوازم یك شى مختلف باشد ولى ملزومشان واحد باشد، كه از این راه به این نتیجه برسید كه: استدلال خصم بر این كه از اختلاف لوازم به اختلاف ملزومات و از اختلاف ملزومات به دوئیت بین ماهیت واجب و وجود واجب مىخواهد برسد باطل است. و به عبارت دیگر مىخواهد بگوید وقتى كه وجود یكى شد، این اختلاف از كجا آمده؟ از اختلاف در ملزومات آمده كه ملزومات هم حقایق واجب و ممكنند، پس وقتى كه حقایق مختلف شدند، بین حقیقت و بین وجود واجب دوئیت است.

