جلسه ۱۰۴
5ما در عرفیات و شرعیات هم داریم. فرض كنید یك شراب است. این شراب فى حد نفسه نجس است، اما این شراب در ارتباط با یك شخص صحیح و سالم محّرم مىشود، همین ی شراب در ارتباط با یك مضطّر به عنوان دارو یا به عنوان دفع موت مباح مىشود. نه به لحاظ نفس او، بلكه به لحاظ امور خارجه از ذات او ممكن است یك شیء واحد داراى دو لازم باشد و داراى دو حكم مختلف باشد.
این وجوب و امكانى كه الان ما بر دو ذات و بر دو تعین یكى تعین واجب و یكى تعین ممكن اثبات مىكنیم این لازم به چه چیز آنها مىخورد؟ آیا به ذات آنها مىخورد یا به آن امرى كه خارج از ذات است؟ اگر به یك امرى كه خارج از ذات است بخورد، بنابراین در اینجا این ذات واجب الوجود با ذات ممكن الوجود هر دو یك تعین دارند و هیچ فرقى با همدیگر ندارند. در حالتى كه ما مىبینیم در اینجا واقعاً اثبات اختلاف بین ماهیت شده؛ یعنى از نفس ذات این دو تعین ما انتزاع اختلاف بین لوازم را كردیم؛ ذات واجب الوجود این اقتضاى وجوب را مىكند نه این كه خارج از ذات او است یعنى اگر فرض كنیم كه ممكناتى در خارج نباشند باز ذات واجب الوجود براى خودش اثبات وجوب مىكند به ممكنات كارى ندارد و اگر ممكناتى در خارج باشند و واجب الوجودى هم نباشد ذات ممكن و ماهیت ممكن اقتضاى امكان را مىكند، اقتضاى وجوب را نمىكند.
بنابراین امكان و وجوب دو وصف و دو لازمى هستند كه حاكى از اختلاف در ملزوم خودشان خواهند بود. حالا صحبت ما در این است با توجه به این مسئله كه اختلاف لازم با توجه به اتحاد در مصادیق امكان ندارد تحقق پیدا كند، چه امر مختلف فیه در خارج است كه ما از آن مختلف فیه دو لازم مختلف انتزاع كردیم، آن امر مختلفٌ فیه چیست؟

