جلسه ۱۰۴
4مرحوم آخوند در اینجا این جواب را ضعیف مى دانند
مرحوم آخوند در اینجا این جواب را ضعیف مى دانند مىفرمایند: اختلاف در ماهیت وجود به عروض و به ذاتى بودن وجود بر نمىگردد. اشكال ندارد كه یك شیء نسبت به یك امر ذاتى باشد و نسبت به یك امر بالعرض باشد بالاخره حقیقت و مفاد و مصداق این مفهوم واحد است یا متعدّد است؟ این مصداق، مصداق واحد است یا متعدد است؟ مصداق وجود در عالم خارج و در عالم اعیان چه بین واجب الوجود و چه بین ممكن الوجود واحد است یا متعدد؟ اگر مصداق، مصداق واحد باشد بنابراین این اختلاف از كجا پیش آمده؟ این اختلاف باید به حقیقت برگردد. مستشكل مىگوید: اگر مصداق وجود واحد است كه ما قبول داریم پس این اختلاف باید به حقیقت شیء برگردد؛ چون ما دو چیز بیشتر در اینجا نداریم، یك ذات شى و یك وجود شى؛ وجود كه یكى است چه بین ممكن الوجود و چه بین واجب الوجود، حالا در ممكن الوجود بالعرض است، در واجب الوجود است یكى بالذات فرق نمىكند.
جوابى كه مرحوم آخوند مىخواهند بدهند و در مقابل این اشكال دفاع از مكتب مشّاء كنند، این عرض ما در اینجا مىتواند مطرح بشود و آن مسأله این است كه:
اگر ما به الاختلاف در دو نوع یا در دو تعین وجود داشته باشد امكان ندارد این ما به الاختلاف از ما به الاتفاق نشأت بگیرد، الّا اینكه در ما به الاتفاقها یك جهت متمایزه و یك جهت متشخّصهاى باشد بالنسبه به هر دو از اینها، كه آن جهت متمایزه موجب و انتزاع این لازم مختلف فیه به نسبت به هر كدام باشد بنابراین اگر ما دو مصداق داشته باشیم كه من جمیع الجهات مصداقاً با همدیگر اتفاق داشته باشند، امكان دو لازمه مختلفه المفهوم در اینها نیست. الّا اینكه در اینجا بحث را ببریم روى آن لازم به لحاظ امورى كه خارج از ذات و ماهیت ملزوم است اگر یك مصداق و یك تعینى خارج از ذات و ماهیت ملزوم باشد یك مصداق و یك تعینى به لحاظ آن امر خارج ممكن است ما ا اثبات لوازم بكنیم؛ دو وجود هستند، اما در دو انتساب مختلفه، دو لازمه مختلفه هم، پیدا مىكنند.

