جلسه ۱۰۴
3جوابى كه از این مسأله داده شده
جوابى كه از این مسأله داده شده آ این است كه: این دو وصفى را كه شما آمدید از ذات واجب الوجود انتزاع كردید و این دو لازمى را كه آمدید انتزاع كردید، محل اشكال است؛ به جهت اینكه وجود حقیقتاً و ذاتاً منتسب به واجب الوجود است، و عین ذات واجب الوجود است؛ اما وجود در ممكنات عارض بر ممكنات مىشود؛ بنابراین اختلافى كه بواسطه تلازم بین اختلاف لوازم به اختلاف ملزوم كه ذات است رسیدید، این تلازم در اینجا باطل مىشود؛ چون برگشت قضیه به اختلاف بین حقیقت و وجود است. دیگ در اینجا ما مىگوئیم كه این وجود دو مرتبه پیدا مىكند، یك مرتبه وجود مرتبه ذات است، یك وجود مرتبه اتصاف ماهیت به وجود است بنابراین برگشت قضیه به اختلاف در ماهیات نیست، بلكه برگشت قضیه به خود اختلاف در وجود است. خود وجود در اینجا با هم اختلاف دارند، یكى ذاتى است، یكى عرضى است، و وقتى كه دو شى یكى ذاتى و یكى عرضى شد آن امكان و آن وجوبى كه لازمه ذات بود آن لازمه ذات به لحاظ ماهیت نیست، بلكه به لحاظ خود وجود است. دیگر در اینجا بحث روى ماهیت نمىرود كه چون ماهیتّاً مختلف هستند بنابراین بین ماهیت و وجود در باید دوئیت باشد؛ اصلًا بحث روى ماهّیت نمىرود.
مىگوییم: اصلًا وجودها با هم اختلاف مىكنند. چرا شما مىخواهید بگویید ماهیتها با هم دو تا هستند؟ یك وجود وجود ذاتى است براى حقّ متعال یك وجود وجود بالعرض است. به لحاظ وجود ذاتى اثبات وجوب مىكنیم به لحاظ وجود بالعرض اثبات امكان مىكنیم. پس این اختلاف لوازم اختلاف در ملزومات را از ناحیه وجود، وجود دارند نه از ناحیه ماهیت، تا اینكه اثبات دوئیت بین ماهیت و بین وجود بشود. بنابراین ما با این اثبات تلازم نمىتوانید اثبات غیریت ماهّیت را از عین وجود واجب بكنید.

