جلسه ۱۰۴
2حالا صحبت در این است كه این لازمى كه در اینجا اثبات شده و از اثبات لازم كه اختلاف در ماهیات واجب الوجود است به اثبات تلازم بین این كه دوئیت و غیرییت بین ماهّیت واجب الوجود و وجود واجب الوجود است، این لازم از كدام قسم است شكّى نیست در اینكه لازمى را كه در اینجا اثبات مىكند به خود شیء و ذاتیات شیء بر مىگردد یعنى امكان بالنسب هبه ماهیات ممكن هالوجود، و وجود بالنسب هبه ذات بارى تعالى، این دو وصف و دو لازمى است كه به ذات شیء بر مىگردد خارج از این ذات نیست. یعنى اگر شما حقیقت انسان و ماهیت انسان را تصّور كنید اقتضاى امكان را مىكند، این امكان لازمه حقیقت انسان است خارج از حقیقت انسان كه نیست؛ و همین طور وجوب اقتضاى ماهیت واجب الوجود را مىكند، خارج از این ذات نیست.
«لعل لقائل أن یقول» كه در ممكن هالوجود، امكان بواسطه انتساب این شى ممكن است با واهب العطایا كه از ناحیه واهب العطایا وجود به این ماهیت افاضه مىشود. صحبت در افاضه وجود به ماهیت نیست، صحبت در نفس ماهیت زید است و نفس ماهیت هر ممكنى است؛ نفس ماهیت هر ممكن بالنسب هبه وجود و عدم لا اقتضاست، و افتقار و احتیاج ذاتى لازمه ماهیت ممكنات است بناءًا على هذا در اینجا این لازم كه امكان است و حمل بر این ماهیت مىشود از خود ذات ممكنات است.
این آقایان صحبتشان این است كه مىگویند ما این لازمى را كه در اینجا مىبینیم این لازم جداى از ذات اینها نیست، در خود واجب الوجود، واجب جداى از ذات واجب نیست، اقتضاى ذات واجب است. در خود ممكن الوجود، این امكان جداى از ذات ممكن نیست، لازمه ذات ممكن است، از خارج به او فاضه نمىشود، از خارج به او عارض نمىشود، و بر اساس تلازم بین اختلاف لازم و اختلاف ملزوم پى مىبریم بر این كه ماهیت واجب با ماهیت ممكن دو تا خواهد بود، و به واسطه دوئیت بین ماهیت واجب و بین وجودش در اینجا دوئیت خواهد بود، این این قیاسى بود كه در اینجا آمدهاند مطرح كردند، و از باب تلازم بین اختلاف لازم و اختلاف ملزوم به اثبات غیریت ماهیت واجب الوجود و وجود واجب الوجود رسیدهاند

