جلسه ۱۰۲
5مفهوم واحد از مصادیق متعدده به لحاظ واحد قابل انتزاع است
حالا در مورد پروردگار، همین نفس وجودِ واجب با نفس وجود ممكنات یكى است، لذا ما مفهوم واحد را مىتوانیم از مصادیق متعدده به لحاظ واحد انتزاع كنیم. چون انتزاع مفهوم واحد از مصادیق مختلفه به لحاظ اختلاف، این عقلًا محال است. پس باید ما این مفهوم واحد را از مصادیق مختلفه به لحاظ ما به الاشتراك انتزاع كنیم و ما به الاشتراك نفس وجود است. لذا مىگوییم: واجب الوجود، ممكن الوجود. یعنى وجود در هر دوى اینها متعلق براى این وصف قرار گرفته، اما یكى واجب است یكى ممكن و كلام در حقیقت آنها است. چون حقیقت واجب جهت علیت و مبدئیت و غنا و عدم احتیاج به غیردارد، عنوان واجب بر آن اطلاق مىكنیم، اما در این حقیقت] ممكن الوجود [، اطلاق امكان بر او مىكنیم.
جهت تجرید از ماهیت، به وجود بر نمىگردد بلكه باید به ماهیت برگردد
بنابراین اینجا مىگوییم كه: این . امكان وجود كه به وجود برنگشت! غیر از وجود هم فقط یك ماهیت داریم. اگر ماهیت نداشته باشیم خود و وجود تنها داشته باشیم، این امكان وجود از كجا در آمد؟ این دو وصف مختلف [واجب الوجود و ممكن الوجود] از كجا در آمد. لا محالهباید شیء دیگرى در این جا ضمیمه وجود بشود، كه به لحاظ آن شیء دیگر، این ممكن بشود. و به لحاظ آن شیء دیگر، این واجب بشود. آن شیء چیست؟ آن شیء دیگر، ماهیت است. این هم اشكالى كه در اینجا شد. اما جوابى كه ایشان در اینجا مىدهند درست مثل همان جوابى است كه بعد مىدهند. البته یك جوابى هم در اینجا دادهاند محل اشكال است كه وقتى رسیدیم عرض مىكنیم.
تطبیق متن
شکوک و إزاحات قد أورد على کون واجب الوجود محض حقیقىة الوجود بلا مقارنة ماهىة وجوهٌ من الایراد بر اینكه واجب الوجود عین حقیقت وجود است اشكالاتى شده. منها لو کان وجود الواجب مجرداً عن الماهیه اگر وجود واجب مجرد از ماهیت باشد فحصول هذا الوصف له این وصف مجرد از ماهیت إن کان لذاته) اگر به خاطر ذات واجب الوجود باشد لزم أن یکون کل وجود کذلک لازمهاش این است كه هر وجودى همین طور باشد لا متناع تخلف مقتضى الذات چون مقتضاء ذات از ذات نمىتواند تخلف كند فیلزم تعدد الواجب و هو محال کما سیجىء پس تعدد واجب لازم مىآید. چون تجرد از ماهیت به خود ذات واجب الوجود كه همان وجود است بر مىگردد. پس هر جا كه وجود است، تجرد از ماهیت است و هر جا كه تجرد از ماهیت است، وجوب است. بنابراین در اینجا واجب الوجود متعدد خواهد بود إلى غیر نهایه.

