جلسه ۱۰۲
1بسم الله الرحمن الرحیم
اشكال اول بر مسأله عینیت حقیقت و وجود واجب
اشكالاتى بر مسأله عینیت حقیقت و وجود واجب مطرح شد.
اشكال اول اینكه: اگر عینیت وجود واجب با حقیقت و ذات او تحقق داشته باشد، وصف تجرد از ماهیت، یا بر ذات و حقیقت واجب تعلق مىگیرد؛ یا بر وجود واجب من حیث انه وجود؛ یا بر شیء زائد تعلق مىگیرد. این مسأله دیروز مطرح شد.
جواب مرحوم آخوند از این مسأله
جوابى كه مرحوم آخوند از این مسأله مىدهند، مىفرمایند كه: بنا بر هر دو مسلك این اعتراض و اشكال وارد نیست. اما بنا بر مسلك مشائین كه مصادیق وجود را حقائق متباینه مىدانند، و اختلاف بین واجب و ممكن را در اختلاف مصادیق ملاحظه مىكنند، این مسأله روشن است؛ به جهت اینكه نفس اختلاف مصادیق وجود موجب تعریه یك مصداق از ماهیت و تحلیه مصداق دیگرى به ماهیت شود. به عبارت دیگر موجب اقتضاء یك مصداق كه مصداق واجب الوجود است به عدم ماهیت و موجب اقتضاء یك مصداق كه مصداق ممكنات است به لبس به ماهیت مىشود.
چون بنابر مسلك مشائین حقائق وجود بنابر مسلك مشائین، مصداقاً تفاوت دارد. یعنى نحوه وجود در واجب الوجود به یك نحو است و در ممكن الوجود به نحوه دیگرى. و این اختلاف در نحوه، همان چیزى است كه موجب تجرد از ماهیت در واجب الوجود و عدم تجرد از ماهیت در ممكنات است. با توجه به اتحاد مفهوم وجود اختلاف در مصادیق در اینجا متعین است. اشكالى كه بر این نظریه مىشود وارد كرد، این است اگر افراد قائلین به اختلاف و تفاوت بین ماهیت ذات با وجود واجب الوجود بگویند كه: چطور ممكن است كه شما قائل به وحدت مفهومى وجود با اختلاف ذاتى مصادیق وجود شوید؟ اینها چه جوابى دارند بدهند؟
اگر بنا بر مسأله اصالت ماهیت است، خوب این مسأله با قائلین به تفاوت بین انیت و ماهیت واجب الوجود موافق است. به جهت این كه ماهیت است كه مسار كثرت و مسار اختلاف است. در این صورت طبعاً بین ماهیت واجب الوجود و بین وجود او كه یك امر اعتبارى است باید اختلاف وجود داشته باشد. در حالى كه این مسأله اصلا نه ربطى به اصالت ماهیت و نه ربطى به اصالت وجود دارد همان گونه كه مرحوم آخوند ملا على نورى در اینجا مىفرمایند. ایشان مسأله مستشكل را مبتنى بر اصالت ماهیت مىداند.

