اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۰۱

7
  •  در این صورت بحث را باید ببریم در این كه آیا در واجب سلسله تسلسل و دور راه دارد و بحث در مفهوم مشترك وجود و اشتراك معنوى در وجود و به اصل اولى و علت اصل اولى و بر مى‌گردد. نه! فرض ما و شما و توافق بین ما و شما بر این است كه واجب الوجود را وجود سِعى مى‌دانیم، وجود اطلاقى یعنى وجودى كه حد ندارد، وجودى كه شكل ندارد، وجودى كه رنگ ندارد، وجودى كه معروض بر یك موضوعى نخواهد بود. اگر شما وجود واجب را به این صورت مى‌دانید، خوب این لازمه ذاتش تجرد از ماهیت هم هست. در این دیگر شكى نداریم. تجرد از ماهیت، لازمه ذات وجود واجب است، نه اینكه لازمه ذات و نفس خود وجود باشد. بنابراین این اشكالى كه الآن به اینها وارد مى‌شود.

  • مسأله اى دیگر

  •  مسأله دیگر در اینجا این است: مى‌گوییم كه اصلا چه اشكال دارد كه شما این تجرد از ماهیت را به اصل وجود برگردانید؟ ما مى‌گوئیم تجرد از ماهیتاقتضاى نفس وجود است، و تجرد از ماهیت اقتضاى نفس وجود منبسط است؛ منتهى این وجود منبسط وقتى كه مى‌خواهد به صورت در بیاید، به سبب و علت غیربه این ماهیت داده مى‌شود. بنابراین در این جا تعارض بین دو مسأله واقع مى‌شود. مسأله اول این كه خود وجود نفس الوجود اقتضاى تجرد از ماهیت را مى‌كند. بسیار خوب. ولى این اقتضاى تجرد از ماهیت، براى وجود به لحاظ انبساط و بساطتش است. مسأله دوم اینكه اقتضاى تجرد از ماهیت به خود وجود، به همه انحائش و به همین كیفیت بر گردد، خیر، هذا اول كلام. چه كسى گفته كه خود وجود، نفس حقیقت وجود ـ ذاتاً اقتضاى بساطت را مى‌كند؟ نه! وجود با توجه به اشتراك معنوى، و با توجه به حقیقت واحده‌اى كه ما بدانیم، ممكن است داراى ماهیت نباشد، ممكن است داراى ماهیت هم باشد. بله اگر وجود را به لحاظ عدم حدى و بساطت بدانیم، این اقتضاى تجرد از ماهیت را مى‌كند. چه اشكال دارد كه یك وجودى مقتضى تجرد از ماهیت باشد، اما وقتى كه مى‌خواهد در قالب و شكل بیاید ماهیت از ناحیه غیب به او افاضه بشود. مشكلى در این جا پیش نمى‌آید. این هم جواب دیگرى كه بر این شك داده شد.