جلسه ۱۰۱
3بنابراین تجرد اگر از ماهیت به مفهوم وجود برگردد، كه واجب الوجود مصداق اعلایش است، باید بقیه وجودات هم مجرد از ماهیت باشند زیرا تجرّد از ماهیت به مفهوم وجود بر مىگردد.
اشكال استاد بر ...
اشكالى كه مىخواهیم وارد بكنیم بر اصل قضیه است كه ایشان مىگویند كه: «مفهوم» ـ البته مرحوم آخوند وارد این تعرض نشدند ـ مفهوم وجود است كه اقتضاى تجرد از ماهیت از او تراوش مىكند و لازمه اوست، و چون این مفهوم وجود مصداقش واجب الوجود است، پس بنابراین این مصداق واجب الوجود اقتضاء مىكند تجرد از ماهیت را و سبب مىشود براى تجرد از ماهیت. این مجردیت از ماهیت در ما به الوجود به مفهوم وجود بر مىگردد.
شبهه فخر رازى
خوب شبهه فخر رازى هم همین است. مىگوید وقتى كه به مفهوم وجود برگشت بنابراین باید تمام احكامى كه بر اصل وجود حتى در واجب الوجود بار مىكنید، آن احكام را به لحاظ اصل وجود در سایر مصادیق كه حظى از وجود دارند هم بار كنید. بله، ما یك احكامى داریم كه بر واجب الوجود به لحاظ وجودش حمل مىكنیم، این احكام به مصادیق كارى ندارد، اما احكامى كه براصل وجود ـ حتى در واجب الوجود ـ مىكنید، این احكام بر مصادیق هم باید بار شود و بار فرقى نمىكند. مثل اشتراك در وجود، نفى عدم، تشخص و تعین، تمام اینها در مصادیق هم همین طور است. زیرا این احكام رفته روى مفهوم وجود، این مفهوم وجود در ممكنات هم هست، آنچه كه ما در واجب الوجود داریم اصل الوجود است. و شما از این اصل وجود تجرد از ماهیت را بیرون مىكشید بنابراین باید بر همه ممكنات هم این تجرد از ماهیت راحمل كنید. این، محالیت اول كه در این جا لازم بود.
محالیت دوم
محالیت دوم اینكه، اگر این تجرّد از ماهیت مستند به غیر باشد یعنى خود مفهوم وجود، عارى از تجرد از ماهیت نیست، بلكه لا اقتضا است بالنسبهبه ماهیت و بالنسبهبه عدم. در مفهوم وجود كه ماهیت نخوابیده است، هیچ چیزى نخوابیده است. وجودِ زید كه آمد، ماهیت به این وجود ملزم شد. وجودِ بدون ماهیت، این الآن قید عدم آمد به مفهوم وجود ملزم شد، یا به مصداق وجود. مثل اینكه شما یك ماهیت مبهمه مثل جنس را در نظر بگیرید، قید كه در آن ماهیت مبهمه نخوابیده. یك وقت مىگوییم آبِ سبز، آبِ سیاه آبِ زرد، این زردیت و تلون عوارض و اوصافى هستند كه خارج از ماهیت مائیت است و شما این عوارض و اوصاف را اضافه مىكنید. اگر به این نحو باشد، اینها هم همین مطلب را مىگویند. مىگویند كه ما از مفهوم وجود نه اقتضاى تجرد و نه اقتضاى عدم تجرد را انتزاع مىكنیم بلكه مفهوم وجود مبهم است و بالنسبه به ماهیت و عدم ماهیت لا بشرط است.

