اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۰۱

6
  • اشكال بر كلام ملا صدرا

  •  و لیكن این مطلب ناتمام است. یعنى ما مى‌توانیم «لا یقال» را به عنوان یك دلیل محكم براى نفى شبهه فخر، در نظر بگیریم. و او این است كه هیچ وقت عدم یك شیء نیازى به سبب ندارد، سبب همیشه موجب وجود است. بله، عدم السبب موجب فعلیت یك عدم در خارج خواهد بود. یعنى فرض كنید كه اگر زیدى بخواهد در خارج تحقق پیدا بكند، باید یك عمرو و یك زینبى در خارج باشند تا این كه زید هم از آنها متولد بشود، اما عدم زید نیاز به وجود عدم زینب و عدم عمرو ندارد. صرف عدم عمرو و عدم زینب یا هر كدام از اینها براى عدم زیدیت كفایت مى‌كند، نه اینكه یك سببى باید باشد كه آن سبب وجودى موجب عدم براى شیء بشود. الاعدام لا سبب له. عدم هیچ سببى نمى‌خواهد. وجود است كه اقتضاى سبب مى‌كند. بنابراین، بحث در ماهیت واجب است. حال در وجود واجب، اگر ما آن وجود را یك وجود محدود بدانیم كه خود فخر قبول نمى‌كند كه وجود واجب یك وجود محدودى باشد داراى این خصوصیات و شكل و نوع. این همان ماهیتى است كه لازمه‌اش امكان و احتیاج و تركّب و ... مى‌شود. امّا اگر شما وجود واجب را یك وجود سِعى مى‌دانید كه آن وجود سِعى لازمه ذاتش اطلاق است، لازمه ذاتش عدم حدّیت است، این عباره اخراى عدم الماهیه است. این دیگر نیاز به سبب نمى‌خواهد. سبب در اینجا نداریم. یعنى نفس تصور وجود واجب، اقتضاى تجرد را مى‌كند، نیاز به شیء دیگر ندارد. یعنى وجود واجب را با توجه به اطلاق و عدم حدّیت و ... بخواهید در نظر بگیرید، این لازمه تصور هر موضوعى است. شما نمى‌توانید بگوئید ما از اول وجود واجب را این طورى نمى‌توانیم فرض كنیم. نمى‌توانى فرض كنى اصلا بحث در واجب الوجود نباید بكنى. اصلًا بحث در واجب الوجود اقتضا مى‌كند كه از اول شما بگویید وجود واجب حد ندارد، و الا اگر بیایید از اوّل بگویید نمى‌دانیم واجب الوجود حد دارد یا حد ندارد؟