جلسه ۱۰۱
10اصل و حقیقت وجود در عین حال صرافت، ماهیات هم دارد
در مورد صرافت وجود هم همین را مىگوییم. مىگوییم صرافت به آن اصل و حقیقت وجود بر مىگردد، ولى یعنى ماهیات با این صرافت در مقام جنگ و ستیز برنمىخیزند، بلكه آن صرافت وجود همه اینها را در مشت خودش مىآورد. مىگوید صد میلیون ماهیت هم باشد باز من صرافتم را از دست نمىدهم و سر جاى خودم هستم. لذا ما اثبات توحید ذاتى مىكنیم.
اگر این نباشد كه همه بساط به هم مىریزد. وجود واجب كه وجود بالصرافه است، به واسطه این جهت با همه متعینات بر سر یك سفره جمع مىشود. ولى اگر وجود واجب بیاید خطش را جدا كند، بگوید من در این طرف جوى مىایستم، بقیه ممكنات چون داراى ماهیت هستند باید در آن طرف جوى بایستند در این صورت این وجود واجب از اطلاق در آمد.
مقام بساطت همان مقام احدیت است.

