جلسه ۹۹
7پس بنابراین در مورد مجردات ما قبول داریم كه حدود وجودى آنها عین ماهیت آنهاست، ولى این با فرض این است كه اینها داراى مراتب مختلف هستند و واجب الوجود كه داراى مرتبه نیست.
پس بنابراین این برهان این اشكال در مورد واجب الوجود نمىتواند در آن تسرى پیدا كند.
تطبیق متن
(و ما أشنع ما أورده علیه بعض الأعلام) چقدر این ایراد، ایراد سخیفى است (من أن الدعوى عدم امتناع الجزئیات الغیر المتناهیه ممنوع) دعواى عدم امتناع جزئیات غیر متناهیه ممنوع است، قبول نداریم جزئیات غیر متناهیه ما نداریم بلكه متناهى هستند (و لم لا یجوز أن یکون لماهیة کلیه افراد متعدد متناهیه) چرا جایز نباشد كه یك ماهیت كلیه، افراد متناهى داشته باشد؟
(لا یمکن یتعدى عنها فى الواقع)، در واقع تعدى از او نشود، مثل افراد انسان، افراد بقر، افراد غنم، اینها همه افراد متناهى هستند و از اینهم تعدى هم نمىشود، بالا خره مشخص است كه چند تا گوسفند الآن هست.
(و إن جاز فى التوهم) اگر چه جایز است در توهم و الزیاده و علیها كه زیادى بر آنها در توهم جایز است، ذهن بیاید بله، فرض كنید من باب مثال، ما غیر متناهى گوسفند داریم، غیر متناهى غنم داریم غیر متناهى حمار داریم، مىشود دیگر، ذهن مىآید درست مىكند. ذهن همه كار مىشود كرد مى بزد ذهن مىآید فرض كنید كه آقا یك انسانى را از مرتبه آن بالا بالا مىآورد و ته چاه، و دو مرتبه ذهن مىآید از ته چاه مىآورد مىآورد و مىبرد آن بالا، ذهن مىآید خوب را بد مىكند ذهن مىآید بد را خوب مىكند، ذهن خیلى كارها مىكند. (و لو سلم عدم التناهى)، اگر بر فرض تسلیم عدم تناهى بشویم (فهو بمعنى لایقف)، اگر به معناى لایقفى است، یعنى سلسلهاى است كه این سلسله، سلسله عرضیه است و سلسله على نخواهد بود، وقتى سلسله على نیست خوب اشكالى ندارد تسلسل در اینجا بطلان تسلسل در اینجا نمىآید

