جلسه ۹۹
3حالا در این مورد، منظور از وجود بالفعل در سلسله على و معلولى در تسلسل كه این شخص آمده در این جا مطرح كرده و اشتباهى كه در این جا شده این نیست كه در یك زمان خاص این قضیه باشد، بطلان تسلسل شامل مىشود هم بطلان سلسله علل بدون علت را در یك زمان خاص و هم شامل مىشود بطلان سلسله علل را ولو در یك زمان خاص نباشد، عمده در قضیه تسلسل فعلیت یافتن سلسله علت و معلول است ولو در یك زمان خاص نباشد، همین قدر كه در دایره وجود سلسله علت و معلول به حد یقفى نرسد، این ادله تسلسل شاملش خواهد شد، نه اینكه فقط بایستى یك مقطع خاصى در این جا باشد، پس بنابراین در هر دو مورد این بطلان تسلسل شامل ما نحن فیه خواهد بود. این دلیلى كه ایشان آورده اند بر علیه شیع اشراق كه در این جا فرض تصور ماهیت واجب الوجود این اولًا موجب عدم تناهى نخواهد بود یك.
دوم بر، فرض عدم تناهى افراد خارجى براى او محدودند و آن چه كه موجب بطلان خواهد بود عدم تناهى خارجى است نه عدم تناهى ذهنى، ذهن ممكن است براى یك زید هم عدم تناهى امثال بتراشد، اینكه موجب ولى در خارج یكى بیشتر نیست، ذهن خیلى كارها مىتواند بكند ولى باید ببینیم در خارج این چند تا این مصداق دارد و این امتناع از ناحیه ذهن كه مترتب نمىشود برسلسله علت، از ناحیه تحقق خارجى ترتّب پیدا مىكند.
اشكال سوم
اشكال سوم اینكه بر فرض عدم تناهى این واجب الوجودها ربطى به همدیگر ندارند و آن چه كه موجب بطلان در تسلسل است ارتباط على بین واجب، چند تا واجب است كه به حدیقف نرسد، اما چه اشكال دارد كه ما فرض كنیم واجب الوجودات عدیدهاى داشته باشیم و این واجب الوجودها، هیچ ربطى به همدیگر ندارند و هیچگونه ارتباطى با هم ندارند كه البته اشكال باز به این وارد مىشود، اینها امكان بالقیاس الى الغیر هستند و در امكان بالقیاس الى الغیر این نیاز به علت ثالث داریم كه آن باز این كه بانفس تحقّق واجب الوجود در این ها منافات دارد، این اشكالاتى كه شده،

