اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۹۹

11
  • (هذا خلف أیضا فبثت أنه لوکان الواجب تعالى ذا ماهیه) اگر واجب تعالى ماهیتى غیر از إنیت و غیر از تعین خودش داشته باشد و غیر از همان حقیقت ذات یك ماهیت دیگرى داشته باشد،

  •  (لزم كونه غیر واحد من هذه المواد الثلاث) لازم مى‌آید كه غیر از یكى از این مواد ثلاث باشد كه محال است در حالتى كه از این سه تا ما خارج نداریم یا نسبت ذات به خود این نسبت بالوجوب است یا بالامتناع است (یا بالامكان.

  • شک و إزاله: و لعلک تقول اگر شما این طور بگوئید كه إنهم صرحوا بأن تشخص العقول من لوازم ماهیتها، اینها گفتند تشخص عقول و تعین عقول در خارج این از لوازم ماهیاتش است یعنى ماهیت عقول اقتضا مى‌كند كه این در خارج باشد، البته اینها اشتباه كردند. اقتضاء مى‌كند نه به نحو على یعنى خود ماهیت جبرئیل علت بشود براى تعین خارجى‌اش، نه، این اقتضا را این به معناى علت گرفتند ولى به معناى علّت نیست، یعنى این ماهیت را شما در نظر بگیرید این ماهیت با تشخص خارجى ملازم است، نه اینكه علت است ماهیت هیچ وقت اقتضا به نحو علیت ندارد، ماهیت كیست تا این كه علت بر یك چیز دیگر بشود.1

  • بمعنى أن ماهیه کل واحد من الجواهر المفارقه، ماهیت هر كدام از جواهر مفارقه، از عقول از مجردات تقتضى انحصار نوعه فى شخصه، اقتضا مى‌كند كه یك فرد فقط از این نوع باشد

  • (فلیکن الواجب ذا ماهیه)، همین طور وقتى كه شما در مجردات این حرف را مى‌زنید دیگر به طریق اولى در واجب این حرف را بزنید (فلیکن الواجب ذا ماهیه) واجب متعال باید یك ماهیتى داشته باشد،

  • یقتضى لذاتها اقتضا بكند ذاتاً انحصار در واحد را، وقتى انحصار در واحد شد پس فرض دوم دیگر برایش نمى‌شود كرد تا این بساط را شما درست كنید، (فکیف حکمت بأن الماهیه لا تقتضى شیئاً من مراتب التعین) چگونه شما مى‌فرمائید كه ماهیت اقتضاى هیچ مرتبه از مراتب تعین را ندارد بلكه بالنسبه به مراتب تعین چیست؟ على السوى است، لا اقتضاء است. (فاعلم أن کون تشخص کل جوهر عقلى من لوازم ذاته) این را كه ما مى‌گوئیم تشخص هر جوهرى عقلى تشخص او از لوازم ذاتش است، (لیس معناه أن الماهیه المطلقه تقتضى التعین) معنایش این نیست كه یك ماهیت مطلقه، اقتضاى تعین را بكند، (فقد أشرنا) یعنى علت باشد (فقد أشرنا إلى أن التعین بمعنى ما به التعین فى الأشیاء نفس الوجودها الخاص) اشاره كردیم اینكه تعین به معنا ما به التعین فى الاشیاء آن كه بواسطه آن تعین در اشیاء است، آن چیست؟ آن وجود خاص است، ماهیت لااقتضا، لا بشرط است، وجود است كه مى‌آید ماهیت را در خودش محقق مى‌كند کما عرفت بل اللزوم، حالا پس این كه مى‌گویند یقتضى چیه؟ یقتضى یعنى معنایش معناى موافقت در خارج و مصاحبت، اللزوم قد یراد منه عدم الانفکاک بین شیئین منظور از لزوم این است كه بین دو شى انفكاكى نیست

    1. سؤال: مثل همان برهان صديقين.
      سؤال: علت اثباتى
      جواب: بله؟ علت اثباتى بله. کشفى و اينها باشد.
      سؤال: اگر باشد مى‌شود همان برهان صديقين.
      جواب: درسته بله همان طور. من لوازم ...