جلسه ۹۹
2پس این كه هر ماهیتى اقتضاى عدم تناهى بكند این را ما هم قبول نداریم، اشكال دیگر اینكه بر فرض كه ماهیت، ماهیت واجب الوجود، اقتضاى افراد متناهى واجب الوجود بكند وقتى كه این تناهى، تناهى ترتبى نباشد و تناهى على نباشد، اشكال ندارد فرض كنید كه آن تناهى كه خوب این تسلسل باطل ملزوم بطلان تسلسل است كه یك ماهیت، مانند اینكه افرادى در خارج در عرض هم باشند غیر متناهى، دلیل بر بطلان نداریم، یا اینكه تناهى تناهى لایقفى باشد فرض كنید كه در اعداد، اینها خوب تناهى دارند این تناهى، تناهى لایقفى است كه خوب این یك سلسله عرضى است یا اینكه تناهى، تناهى فرضى است مانند سلسله اعداد كه اینها وجود بالفعل ندارند، اینها دلالت بر بطلان تسلسل شامل آنها نخواهد شد.
البته قبل از این كه ما به این اشكال بخواهیم بپردازیم، به جواب این اشكال بر این بحث تسلسل یك مسألهاى هست و او این است كه باید ببینیم در برهان تسلسل در چه موردى در چه موضوعى این تسلسل مورد بحث قرار مىگیرد و منظور از وجود بالفعل سلسله على و معلولى چه وجودى است؟ آن چه كه در براهین فلاسفه نسبت به بطلان تسلسل گفته مىشود این است كه در یك زمان خاص سلسله علت به حد یقفى نرسد، سلسله على و معلولى، خوب این ادله بطلان شامل این مورد خواهد شد.
علامه: در هر سلسله على معلولى سه چیز لازم است
فرض كنید كه در یك برهه معینى و در یك مقطع معین بین النقطتین سلسله همان طورى كه مرحوم علامه اینها راجع به ایشان ابن طور فرمودند ما در هر قضیهاى در هر سلسله على و معلولى، ما سه چیز را لازم داریم، یكى اینكه علت باشد و معلول نباشد، یكى اینكه معلول باشد و علت نباشد و سوم اینكه شیء ثالث هم علت باشد و هم معلول باشد این سه چیز را ما در سلسله على و معلولى لازم داریم حالا اگر در یك هم چنین فرضى، كه در این فرض بین النقطتین از یك طرف ما معلول داریم بلا شك كه علت نداریم مانند همان معلول اخیرو همین طور بینهما متوسطات، كه معلول و علت داریم، اینهم در آن شكى نداریم حالا اگر آن نقطه اول كه علت باشد و معلول نباشد، آن نباشد این موجب خلف لازم مىآید و فرض ما در اینجا و این خوب دلیل، خوب دلیل مقتضى است كه البته نیاز به توضیح دارد ولى در بحث خودش خواهد آمد لذا ما توضیح بیشتر راجع به این قضیه نمىدهیم البته به این دلیل هم اشكالات وارد شده، نه اینكه نشده ولى ما در این جا ما نیاز نداریم این دلیل دلیلى محكمى است و شكى در این نیست.

