جلسه ۹۸
1بسم الله الرحمن الرحیم
تطبیق متن: الرابع ما افاده صاحب التلویحات
(الرابع ما أفاده صاحب التلویحات و هو أن الذى فصل الذهن وجوده عن ماهیته، إن امتنع وجودها بعینه لایصیر شیء منها موجودا .....)
صاحب تلویحات این طور مىفرماید در برهان چهارم بر عینیت ماهیت واجب با وجود، البته این متن كه مىخوانیم همان طور كه عرض شد حالا این متن است اما خوب فردا كه دیگر این بحث به طور كل تمام مىشود مطالب دیگرى هم هست یعنى اشكالات دیگرى بر صاحب تلویحات است كه ایشان ذكر نكردند
(أن الذى فصل الذهن وجوده عن ماهیته) آن چیزى (آنى) كه تفصیل مىدهد ذهن وجودش را از ماهیت، (إن امتنع وجودها بعینه لا یصیر شیء منها موجودا) اگر وجود به عینه به او ممتنع باشد، لازمهاش این است كه هیچ فردى از افراد ماهیت موجود نباشد
(و إذا صار شیء منها موجودا فالکلى له جزئیات أخرى معقوله غیر ممتنعة لماهیاتها بل ممکنه إلى غیر النهایه) حالا اگر نه، شد كه یك فردى از آن افراد موجود باشد پس بنابراین این یك كلى خواهد بود كه له جزئیات اخرى یك افراد دیگرى دارد، معقوله این ممكن است و معقول است این افراد در خارج وجود داشته باشند یعنى افراد ذهنیهاى اینها ممكن است باشد غیر ممتنعه لماهیاتها، اینها براى ماهیاتشان ممتنع نیستند (بل ممکنه إلى غیر النهایه)، اینها ممكن هستند و این جزئیات اخرى اینها الا غیر النهایه خواهند رسید، چون هر فردى را ذهن مىتواند براى كلى مصداق تعیین كند و چون عدم رجحان، عدم رجحان بین دو فرد از یك ماهیت است إلا بالوجود، پس بنابراین هیچ گونه فرد ماهیت حد یقفى دیگر نخواهد داشت چون رجحانى نیست بین افراد ماهیت رجحانى نیست، رجحان افراد ماهیت بالوجود است و فرض بر این است كه ذهن ماهیت را معراى از وجود در نظر مىگیرد، پس مصادیق این ماهیت مىتواند مصادیق إلى غیر نهایه باشد، البته اشكال به غیر نهایى وارد نمىشود، اشكال به مسائل دیگر وارد مىشود اما خوب غیر نهایى هم كه خوب جزو همین بیان ایشان است، یعنى اگر هم ایشان الا غیر نهایه نمىگفتند مسأله فرقى نمىكرد.

