جلسه ۹۷
8اشكال دوّم و سوّم
اشكال دیگرى كه ایشان وارد مىكنند و ما اشكال رامطرح مىكنیم انشاءالله فردا دیگر رویش را از رو خوانىاش را میخواینم و تمام مىكنیم. دیگر امروز نمىرسیم.
او اشكال دوم و سوم این است كه: شما آمدید و مىگوئید كه براى این ماهیت افراد لایتناهى در خارج وجود دارد. خوب، عدم تناهى، یا عدم تناهى لایفقى است كه مثل اعداد، یا عدم تناهى است كه به سلسله علیت بر مىگردد، مثل اینكه فرض كنید كه هر وجودى مترتب بر یك وجود دیگر است. این بر آن، این بر آن تا فرض كنید كه به عدم تناهى برسیم. اگر عدم تناهى منظور شما عدم تناهى عددى و حسابى و ریاضى است، اگر این است، خوب این را بطلانش را كسى قبول ندارد. خوب، چه اشكالى دارد. فرض بكنید كه یك عددى درخارج افراد لایتناهى داشته باشد، فرض كنید كه عدد پنج در خارج افراد لایتناهى دارد. فرض كنید عدد ده لایتناهى افراد دارد. اصلًا خود عدد یعنى لایتناهى، هیچ وقت عدد به یك حدى نمىرسد، یعنى نفس هر عددى در هر رتبه خودش، این مسوّق براى یك رتبه بالاتر و یا یك رتبه پائینتر از خودش چه چیز است؟ خواهد بود. لذا این مسئله و این مسئله حل مىشود كه عدم تناهى در اعداد انسان را به تجرد مىرساند. یعنى یكى از مصادیق تجرد همین چه چیز است؟ عدم تناهى اعداد است، كه در باصطلاح در ریاضیات در اینجا مطرح است، خوب اگر منظور از عدم تناهى، عدم تناهى عددى است، خوب، این بطلانش كه خوب روشن نیست. اگر منظور عدم تناهى، عدم تناهى تسلسلى است، بعنوان اینكه هر وجودى مترتب بر وجود دیگرى است، خوب، این هم برهان بطلان تسلسل مىآید این مطلب را چه كار مىكند؟ ثابت مىكند، بالاخره این عدم تناهى به یك حدى باید برسد كه آن حد، سلسله چه چیز است؟ باصطلاح سر سلسله علیت است، كه از آنجا شروع مىشود. و بطلان تسلسل مىآید در اینجا عدم تناهى را در اینجا برمىدارد.

