جلسه ۹۷
7آن كه چیزى دارد نیاز ندارد دیگران بیایند برایش تعریف كنند، آقا شما بالا هستید، پائین هستید، چى چى هستید، نه، مىگوید، من دارم. نیاز ندارم شما بروید واسه من تعریف كنید، آن كس كه ندارد. هى مىآید مىتراشد، مىگوید، آقا اینجا برایم اعلامیه بچسبانید، آنجا نمىدانم برایم چیكار بكنید، اینجا برایم تبلیغات كنید. اینجا نمىدانم برایم كى یكم مرده، توى روزنامه برایم آگهى، آن كسى كه داره نیاز ندارد، مىگوید آقا زحمت مىخواهى بكشى برو براى خودت جاهاى دیگر بكش، ما داریم. ما نیاز، همه بیایند انتقاد ما را بكنند بیایند بكنند. همه بیایند تعریف مارا بكنند. بیانید بكنند. هم تعریفش چرت است، هم انتقادش چرت است. تعریف و انتقادش یكى است. درست شد؟ حالا، این اربعه یا این مثلث مىگوید من سه تا زاویه دارم. مىگوئیم. نه. ما مىخواهیم از صدقه سر خودمان سه تا زاویه به شما عنایت كنیم. مىگوید: بیخود زحمت نكش. ما نمىخواهیم.
ذات واجب الوجود این ذات واجب الوجود چه چیز است؟ این، اقتضاى وجود را مىكند براى خودش نه اینكه، ما بیاییم، یك منتى بر این ماهیت بگذاریم و بگوئیم كه ما وجوب وجود را به تو عنایت مىكنیم. مىگوید: زحمت نكش اینجا، برو، تو سر بیچاره خودت بزن. من واجب الوجود هستم براى خودم، همیشه هم هستم. بسیار خوب. حالا كه پس شما واجب الوجود هستید، نفس این ماهیت باید اقتضاى چه چیز را بكند؟ اقتضاى وجود را بكند.
پس از آنطرف، ما یك چیزى را به او اضافه مىكنیم، مىگوئیم: شما كه واجب الوجود هستید، مال خودتان، اما لا یتناهى را هم ما به شما، اضافه مىكنیم، بخاطر اینكه، نفس این ماهیت، اقتضاى كلیت مىكند، یعنى این واجب الوجود، ماهیت واجب الوجود، ممكن است دو تا ماهیت واجب الوجود داشته باشیم. ممكن سه تا ماهیت واجب الوجود داشته باشیم. چون ماهیت یعنى چه چیز؟ یعنى حد دیگر. هر چیزى كه حد بخورد. آن ماهیت است. پس بنابراین در اینجا این عدم تناهى در این ماهیت، خودش اقتضا مىكند، افراد لایتناهى واجب الوجود را و بطلانش چه چیز است و بطلانش روشن است. این اشكالى كه بر این كلام بعض الاعاظم در اینجا مرحوم آخوند وارد مىكند.

