جلسه ۹۷
6خوب، این در اینجا، به این معناست كه نفس تصور ماهیت اقتضاى این وصف را براى ماهیت مىكند، بالقیاس إلى الوجود. حالا، صحبت ما در این است كه در واجب الوجود، نفس تصور ماهیت واجب الوجود، اقتضاى وجود را مىكند براى خودش، این نفس تصور این ماهیت و ماهیت هم از آن طرف، لااقتضاست بالنسبه به تعدد و عدم تعدد.
پس بنابراین لازمهاش این است كه، این ماهیت به لایتناهى، داراى افراد واجب الوجودى باشد. چون در ماهیت واجب الوجود، فرد كه نخوابیده، كه حتما باید یك فرد باشد، دو تا كه نخوابیده، كه حتما باید دو فرد واجب الوجود داشته باشیم، پنج تا و ده تا كه نخوابیده، واجب الوجود، لا اقتضاست، البته، این بیان را من دارم اضافه مىكنم، به بیان مرحوم آخوند، مفهوم واجب الوجود، لا اقتضاست و در لا مرتبه از تعدد و عدم تعدد است. درست شد؟ این لااقتضاست.
چه كسى مىآید این بار را بر گرده این مفهوم و این ماهیت بگذارد؟ عقل مىآید مىگذارد، مىگوید، حالا كه شما، ماهیت هستید، من هم مىآیم، این بار را مىگذارم روى دوشت. مىگویم، شما چون لااقتضا بالنسبه به تعدد وعدم تعدد هستید، پس بنابراین، شما اگر بخواهید در خارج تحقق پیدا كنید، باید لا اقتضا تحقق پیدا كنید، چرا، چون در اینجا هیچگونه مسوق و مجوزى براى ملاك و مناطى هیچ گونه، مناط و ملاكى براى وجود در خارج شما نیست، الا ذات خود شما، یعنى ذات خود این ماهیت اقتضاى وجود مىكند، نه اینكه، علتى بیاید این را موجود كند. نه اینكه سبب دیگرى بیاید، این را موجود كند. هیچوقت كسى نیامده زوجیه را به اربعه بچسباند. خود اربعه زوجیه را همیشه با خودش یدك مىكشد. هیچكس نیامده، فرض كنید كه زوایاى اربعه یك مربع را به این بچسباند. مربع لا اقتضا باشد بالنسبه به اربع زوایا، ما مىآئیم مىگوئیم كه شما چون مربع هستید، ما هم یك چهار تا زاویه روى سرتان بار مىكنیم. از صدقه سر ما، شماى مربع، چهار تا زاویه داشته باشید، مىگوید: بیخود كردى، اینقدر به خودت زحمت نده. برو زحمت مىخواهى بكش، جاهاى دیگر بكش. بنده اربعه هستم و خودم، چهار تا زاویه را دارم. نیازى به زحمت سركار هم نیست. درست شد؟

