جلسه ۹۷
5آیا مىشود فرض كنید كه بگوئیم كه اربعه، چهار اقتضاى زوجیت نمىكند؟ نه، چرا؟ چون شما زوجیت را از اربعه نمىتوانید در هر حال؟؟ منفك كنید. شما نمىتوانید فرض بكنید كه صد و هشتاد درجه، تساوى دو زاویه مثلث را با یك زاویه قائمه، نمىتوانید شما از این مثلث فرض كنید؟؟ منفك كنید، چرا؟ چون این محمول ما، متصف است به این، وصف است براى این موضوع ما یعنى در هر حالى، یعنى ذات ماهیت اقتضاى این را مىكند. نه اینكه، وجود، به وجود كارى نداریم، خود ذات ماهیت فى حد نفسه، این ذات ماهیت، اقتضاى این موصوف را مىكند. مثل اینكه، فرض كنید مىگوئیم، مفهوم لازمه براى لفظ دیگر، هر مفهومى، هر لفظى، اقتضاى مفهوم خودش را مىكند.
وقتى كه شما مىگوئید آب، این لازمهاش این است كه همان، مایع سیال در هر عرفى كه آب به او اطلاق مىشود، فرض كنید كه در نظر بیاید. آن در هر چیز، البته خوب این عرفها فرض كنید كه تفاوت پیدا مىكند. فرض كنید كه ما به اشیاء مىگوئیم، كه فرض كنید كه چیز را مىگوئیم به اشیاء، وقتى كه شما مىگوئید این چیز را بیاور، یعنى این شیء را بیاور، این در عرف ما، این چیز، اقتضا مىكند مفهوم را، حالا فرض كنید در یك عرف دیگر به پنیر بگویند فرض كنید كه من باب مثال چیز آن خوب، مربوط به آن عرف است، اما این عرف، این مفهوم را اقتضا مىكند.
همین طور این ماهیت اقتضا مىكند، یعنى لاینفك است، این مفهوم از این موضوع، از ماهیت، لاینفك است. وقتى كه لاینفك شد، دیگر آن وقت شما نمىتوانید اینها را از هم جدا كنید. ایشان در اینجا مىگویند كه خود ماهیت، تنها این اقتضاى عدم تناهى را نمىكند. خود ماهیت لااقتضاست بالنسبه به او. پس وقتى لا اقتضا ست. دیگر اشكال وارد نمىشود
جواب آخوند از اشكال
جوابى كه مرحوم آخوند در اینجا به ایشان مىدهند، جواب این است كه ماهیت، ما نمىگوئیم، خود ماهیت، اقتضاى عدم تنافى را بكند، عقل مىآید براى ماهیت افراد غیر متناهى فرض مىكند. ماهیت لااقتضا است بالنسبه به تعدد و به عدم تعدد. وقتى كه لااقتضا شد، عقل مىآید براى او افراد عدیدهاى را مىتواند چه كار بكند، لایتناهى را تصور كند. بنابراین، حالا اگر ما یك ماهیتى داشتیم كه این ماهیت داراى این وصف بود. عقل مىآید، مىگوید كه هر ماهیتى اگر بخواهد در خارج تحقق پیدا كند، باید این وصف را داشته باشد. پس درست شد؟ یعنى اگر فرض كنید كه شما، ماهیت گوسفند را تصور مىكنید، باید، این ماهیت گوسفند داراى این سر و این پشم چیست؟ باشد، نمىشود یك گوسفندى باشد و به جاى فرض كنید كه سم فرض كنید كه پنگال یا چنگال نمىدانم و این چیزها داشته باشد أنیاب اقوال فرض كنید كه من باب مثال داشته باشد.

