جلسه ۹۷
1بسم الله الرحمن الرحیم
وأرى أنه برهان متین و تحقیق حسن و الإیراد علیه بأنه لم یجوز أن یفصل العقل أمرا موجودا إلى وجود و معروض له یکون ذلک جزئیا شخصیا لا کلیا
كلام مرحوم شیخ اشراق بر این پایه بود كه ماهیت فى حد نفسه و لكن بالقیاس إلى الوجود، خود ماهیت فى حد نفسه، یكى از حالات ثلاث را دارد. یا اینكه این ماهیت واجب است، یعنى خود ماهیت اقتضاى وجود را مىكند، به این معنا كه هر جا كه این ماهیت، در آنجا قابلیت براى تحقق داشت، لازمهاش این است كه وجود داشته باشد.
مثلًا ما درمورد زوجیت براى اربعه در اینجا نسبت را نسبت ضروره و وجوب مىدانستیم، یعنى ماهیت اربعه اقتضاى زوجیت را مىكند، حالا این اربعه در هر جا كه بخواهد تحقق پیدا بكند، این جزئیت با او هست. در ظرف خارج بخواهد تحقق پیدا بكند، این زوجیت با او هست، از طرف ذهن، اگر بخواهد تحقق پیدا بكند، این زوجیت با این اربعه هست. یا اینكه فرض بكنید كه زوایاى ثلاث مثلث، این براى مثلث، حكم ضرورت را دارد، و این قضیه، عرض شد: قضیه حقیقته است كه اقتضاى ضرورت محمول را مىكند براى موضوع به لحاظ ماهیت، یعنى خود ماهیت اقتضا مىكند، نه به لحاظ علت، اگر به لحاظ علت باشد خوب، این ماهیت وجودش را از ناحیه علت آورده، خودش اقتضاى امكان را مىكند، ولى نه اگر این محمول براى موضوع و به عبارت دیگر ماهیت، خودش فى حد نفسه، یك اقتضاى ضرورت و وجوب را داشت، در اینجا هر فردى از این ماهیت، باید این حكم را داشته باشد، یعنى هر فردى از اربعه، باید این زوجیت را داشته باشد، نمىتواند فردیت را نداشته باشد و چون ماهیت یك امر كلى است كه افراد غیر متناهیه دارد، درعقل و خود ماهیت اقتضاى وجود را مىكند براى خودش، یعنى اقتضاى ضرورت وجود را مىكند، پس باید طبق این بیان، افراد غیر متناهیه واجب الوجود در خارج تحقق داشته باشد. چون ماهیت كلى است دیگر. ماهیت كه هیچ وقت جزئى نخواهد بود. ماهیت واجب الوجود یك امر كلى است.

