اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۹۶

3
  •  اما در مورد انسان آیا همین حرف را مى‌توانیم بزنیم یا در مورد بارى تعالى. در مورد واجب الوجود ما دو تعین استقلالى خارجى نداریم. یكى بنام ماهیت و یكى بنام وجود و بعد بگوئیم چون وجود مى‌خواهد عارض بر ماهیت بشود پس ماهیت باید قبلا موجود باشد و این امتناع و استحاله در این جا لازم بیاید. بلكه مى‌گوئیم در خارج یك امر بیشتر نیست و آن وجود واجب الوجود است. آن وجود واجب الوجود را ذهن مى‌آید تحلیل مى‌كند به یك وجود و به یك ماهیت. ولى در خارج یك وجود بیشتر نیست. چطور این كه در ممكنات در خارج یك وجود بیش تر نیست و ذهن مى‌آید تحلیل مى‌كند به ماهیت و به وجود در واجب الوجود هم همین مسئله مى‌باشد. مى‌گوئیم واجب الوجود عبارت است از یك تعین شخصى خارجى. كه این موجود شخص خارجى را ذهن تحلیل مى‌كند به ماهیت و به وجود و این تحلیل، تحلیل ذهن است و در خارج این تحلیل نیست. آزمایش و لابراتوار نیست كه مایع را نصف كنند نصفش را بگذارند این جا اكسیژن كنند نصفش را ئیدروژن كنند. ذهن مى‌آید مى‌گوید این ها دو تاست ولى در واقع یكى هستند. بنابراین دیگر اشكال تقدم وجود ماهیت بر نفس وجود لازم نمى‌آید. در خارج یك وجود بیش تر نیست آن هم وجود واجب است. این اشكال شیخ اشراق بود.

  •  جوابى كه بر ایراد ایشان در تلویحات وارد مى‌شود اینست كه شما بگویید آیا ذهن این تحلیل را از كجا مى‌آورد. ذهن بیاید یك وجود خارجى را تحلیل كند به ماهیت و وجود. چرا تحلیل نكرد به وجود و به وجوب چرا تحلیل نكرد به وجود تنها. این كه تحلیل كرد به وجود و ماهیت. این صیغه از كجا آمده، كه این تحلیل در این جا شده، گفت تا نباشد چیزكى مردم نگویند چیزها. بالاخره این تحلیل ذهنى یك چیزى در خارج دیده كه مى‌گوید آن چیزیكه در خارج است نصفش ماهیت است و نصفش وجود است. اما اگر ذهن در خارج فقط وجود مى‌دید آیا دیگر تحلیل در این جا معنى داشت دیگر معنى نداشت. پس ذهن باید یك چیزى را در خارج ببیند و بعد بیاید این را تحلیل و تقسیم و تجزیه كند كه فرض كنید نصف این ماهیت است و نصفش هم وجود است.