اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۹۵

6
  • (ولزیاده الإیضاح نقول کل ما هو غیر الوجود هر چیزى كه غیراز وجود است (فهو معلول) معلول است (لان الانسان مثلا اما أن یکون موجوداً للانسانیه) چون انسان مثلًا اینكه یا موجود است براى انسانیت (و لانه انسان) و یعنى چون انسان، انسان است، موجود است براى انسانیت، یعنى انسانیت را خودش بوجود مى‌آورد. (و إمّا موجود بسبب شیء آخر من خارج) و یا موجود است به سبب شیء آخر از خارج، غیر از انسانیت خودش یعنى غیر از حیثیت انسانیت، خارجى او را موجود مى‌كند (لا سبیل إله الأول). ما نمى‌توانیم بگوئیم «إنسان مِن حیث أنّهُ انسانٌ موجودٌ للانسانیه» یعنى انسان موجودیت انسانیت را به خاطر انسانیت دارد، نخیر اینطور نیست انسانیت هست و ماهیت هم هست و وجود خارجى هم ندارد. انسان به سبب علت غیر، موجودیت انسانیت را براى خودش مى‌آورد نه به خاطر اینكه «من حیث أنّه انسانٌ» چون ماهیت است.

  • (* لا سبیل إلى الاول لان الانسان انما یکون انسانا) انسان متحقق به وجود انسان مى‌شود (اذا کان موجوداً) وقتى كه وجود به او افاضه بشود (فلو کان کونه موجودا لانه انسان) اگر این طور فرض كنیم كه چون انسان است این موجود است (و لکان کونه موجودا، لکونه موجودا) پس باید بگوئیم چون موجود است این وجود است یعنى اگر انسانیت اقتضاى وجود را مى‌كند پس بنابراین وجود انسان اقتضاى عروض وجود را برخود مى‌كند. یعنى این انسانیت چون ماهیت است اقتضاى موجودیت خود را مى‌كند و چون اقتضاى موجودیت خود را مى‌كند پس بنابراین قابلیت دارد كه وجود بر او حمل شود پس این تقدم شیء على نفسه لازم مى‌آید. لازمه اش این است كه انسان قبل از اینكه موجود باشد، موجود باشد كه این همان اشكال است. لکان کونه موجوداً لکونه موجودا فیکون الانسان موجوداً پس انسان موجود است (قبل کونه موجودا وهومحال) قبل از اینكه موجود باشد كه این محال است.