جلسه ۹۵
3درآخر صاحب؟؟؟ مثالهایى را ذكر مىكند و این مثالها را دلیل مىآورد بر اینكه اختلاف بین وجود و ماهیت، وجود و موجودیت كه همان تعین وجود است این اختلاف مثل زمانیات است. در زمانیات تقدم و تاخر شیء به زمان است منتهى در خود زمان تقدم و تاخر شیء به نفسه است. مىگویند زید زودتر از عمر بدنیا آمد این تقدم و تاخر به چیست؟ تقدم و تاخر به قیافه كه ندارند قیافه كه تقدم و تاخر ندارد. تقدم و تاخر آنها به زمان است. زید دیروز به دنیا آمد و عمر امروز. اما دیروز تاخر و امروز تقدم و به نفس زمان است. ایشان مثال مىزنند.
مىگویند:؟؟؟ و ظهور اشیاء به واسطه نور است، اما خود نور؟؟؟؟ به واسطه خودش است. البته در اینجا مىتوانیم بگوئیم كه در كلام ایشان یك قدرى مسامحه است به جهت اینكه تقدم و تاخر زمان به نفس خودش است. در مورد اختلاف ذاتىِ بین زمان گذشته و زمان آینده مىتوانیم بگوئیم كه این اختلاف بخاطر نفس ذات خودش است. ولى درمورد ماهیت و وجود نمىتوانیم بگوئیم اینها دو اختلاف دارند، چون هر دوى زمانیات تحصل دارند.
اما در مورد ماهیت و وجود گفتیم یكى متحصل و یكى لا متحصل است. به عبارت دیگر ماهیتى نیست تا اینكه با وجود اختلافى داشته باشد ماهیت عبارتست از همان تعین وجود، نه اینكه یك ماهیتى و یك وجودى باشد بگوئیم وجود با ماهیت دو تاست و این وجود در خارج با ماهیت اختلاف دارد، ما از همان تعین و تشخص وجود كه قابل اشاره حسیه است انتزاع ماهیت مىكنیم پس به عبارت دقیق تر كه كلام بسیار دقیق مرحوم صدر المتالهین است بنابر اصالت الوجود یك شیء بیشتر نیست و ماهیت فانى در آن یك شیء است. به عبارت دیگر وجود و موجودیت یكى است. موجودیت عبارت است از ماهیت الموجوده، وجود عبارت است از نفس الوجود بدون ماهیت. خود وجود بدون ماهیت وقتى بصورت درمى آید ما انتزاع از آن ماهیت مىكنیم.

