اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۹۴

6
  • وخصوصاً للمتحصّل الذى خصوصا براى متحصلى كه تازه یتحصل ذلک المبهم به اى كاش علت براى یك متحصل دیگر بود بلكه علت مى‌شود براى متحصلى كه خود این مبهم به واسطه همین متحصل مى‌شود این دیگر خیلى عالى مى‌شود مثل اینكه یك بچه‌اى علت براى وجود مادرش باشد ولا تحصل له تحصلى براى این مبهم نیست الا به مگر به این وجود بل ذلک المتحصل نفس تحصله تحصل این ماهیت نفس تحصل وجود است نه امر دیگر، کما ان المضاف بالحقیقه نفس اضافه الموضوع له مضاف در حقیقت نفسِ اضافه موضوع له است نه اینكه یك امر دیگرى در آنجا عارض بر این موضوع له شده باشد وقتى كه ما پدر و پسر را نگاه مى‌كنیم پدر و پسر جوهر هستند و از مقوله اضافه نیستند. اینطور نیست كه چون اضافه آمده است پدر وپسر را از مقوله جوهرى بیرون برده و داخل در مقوله عرضش كرده اشد، موضوع له كه پدریت است عبارت است از همان خود اضافه یعنى؛ چه اینكه شما به این جوهر بگویید یا اینكه به این پدر بگویید هیچ فرقى نمى‌كند نفس پدریت عبارت است از تحقق اضافه در خارج نه شى اضافه بر او.

  • واما تقدم الذاتیات بحسب الماهیه شما آمدید گفتید كه ذاتیات برحسب ماهیت مقدمند على ما یتالف منها كه خود ذات باشد مثلًا جنس و فصل برحسب ماهیت مقدم بر نوع هستند

  • وتقدم الماهیة على لازمها و تقدم ماهیت بر لازمش مثل تقدم اربعه بر زوجیت این را كه شما قبول كردید فهذا نحو آخر من التقدم این به وجود چه كار دارد به ما نحن فیه كه تقدم وجود بر ماهیت است چه ربطى دارد تقدم ذاتیات، و تقدّم وجود بر ماهیات دارد فهذا نحو آخر من التقدم سوى ما بالعلیه غیر از آن تقدم، تقدم بالعلیه است كه وجود را لازم دارد،

  • والکلام فى التقدم الذى یکون بحسب العلیه والتاثیر بحث در تقدّم بالعلیه است كه بواسطه وجود است نه بحث در تقدم ذات بر ذاتیات یا ماهیت بر لوازمش كه در آنجا ملاك، ملاك تقرر ماهوى است نه تقرر بالعلیه،