اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۹۴

9
  • من دون مدخلیه الوجود فى شیء منهما لکن مع انسحاب حکم الوجود علیهما لا به‌، لكن ما حكم وجود را به اینها مى‌كنیم نه اینكه به واسطه وجود تقدّم و تأخّر دارد حكم وجود عبارت است از همان تقرر نه اینكه واقعا تحقق خارج باشد، تحقق خارج، موجب علیت اربعه براى زوجیت نشده است بلكه حكم وجود كه تقرر است به معناى ثبوت است كه حمل بر موجودٌ مى‌كنیم حكمِ وجود را به لوازم ماهیت و به خود ماهیت و همین حرف را مى‌زنیم مى‌گوییم زوجیت براى اربعه ثابت است، وجود براى اربعه ثابت بودن این حكمِ وجود است نه اینكه خود وجود باشد، ماحكم وجود را به لوازم ماهیت براى ماهیت یا ذاتیات براى ذات مى‌دهیم، لعدم انفکا کهما عن الوجود اللائق بهما چون ماهیت و لوازم از وجودى كه لایق به آن دو است منفك نیستند. بالاخره لازمه ماهیت با خود ماهیت، یك نحوه از ثبوت و تقرر براى آنها هست

  • فالماهیة فى مرتبه اقتضانها للازمها مخلوطه بالوجود، ماهیت در مرتبه اقتضایش براى لازمش مخلوط به وجود است یعنى اینكه مى‌گوییم ماهیت لازم گرفته است لوازم خودش را یعنى لوازم ماهیت براى ماهیت ثابت است نه اینكه این ثبوت به واسطه وجود است یعنى همان شائبه‌اى از وجود هست نه خود نفس وجود باشد وان لم یکن اقتضائها بحسب الوجود، اگرچه این اقتضایش به واسطه وجود نیست، چون ممكن است وجودى هم در كار نباشد در عین حال مى‌گوییم مثلث علیت، براى مساوى بودن زوایایش با دو قائمه دارد، اربعه علیت دارد براى زوجیت، فکیف یکون الوجود لازماً لها وقتى كه ماهیت اقتضا نمى‌كند وجود را، چگونه وجود، لازمه براى ماهیت خواهد بود؟

  • مع کونه فى مرتبتها غیر متاخر عنها با اینكه وجود در مرتبه ماهیت است و متاخر از ماهیت نیست.

  •  یعنى وقتى كه ماهیت تحقق پیدا بكند وجود در همان مرتبه حضور دارد و به عبارت دیگر حضور وجود است كه ماهیت را متحقق مى‌كند نه اینكه متاخر از اوست در حالتى كه ما در مورد ماهیت و لوازم ماهیت قائل به تقدّم و تأخر هستیم مى‌گوییم این ماهیت مقدّم است بر زوجیت، این ماهیت متاخر است از آن ذات، خود ذات متأخر است از ذاتیاتش، ذاتیات متقدم بر ذات هستند چون جنس و فصل متقدّم بالطبع هستند.1

    1. سؤال: هر بسم اللهى در قرآن براى همان سوره بخصوصه هست؟
      جواب: شما يک بسم الله بگوييد هر سوره اى مى‌خواهيد بخوانيد. بسم الله يعنى استعانت به شروع، استعانت به شروع و فرق نمى‌کند.
      سؤال: چرا در قرآن تکرار شده؟
      جواب: بايد هم تکرار شود چون هر سوره حکمش تفاوت پيدا مى‌کند نفس الاستعانه ونفس الافتتاحيه هم تفاوت مى‌کند ولى خود افتتاح يکى است افتتاح خدا در اين سوره با آن افتتاح در سوره ديگر چه تفاوت مى‌کند؟ هر دو از يک منبع است و هر دو از يک منشا است نه اينکه افتتاح تعلق به يک جهت خاص دارد، افتتاح افتتاح است، بسم الله الرحمن الرحيمى هست هر بسم اللهى مى‌خواهد باشد حالا شما بسم الله که در الحمد نوشته را برداريد و به جايش بسم الله در سوره بقره را بگذاريد يک الحمد نوشتيد” الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‌” يا قل هو الله. مى‌گوييد بسم الله، الحمد براى همان حمد است قل هو الله هم براى همان است حالا شما اين تکه را در مى‌آوريد با کاغذش، مى‌گذاريد روى قل هو الله نمى‌شود خواند؟ چون نيت شما اين بوده که اين بسم الله براى حمد است روى قل هو الله نمى‌شود بگذاريد.
      سؤال: بحث، بحث قرائت است.
      جواب: من هم همين را مى‌خواهم بگويم، اين دليل اصلا ناتمام است. به خاطر اينکه آنچه که در افتتاح سوره است تيمّن و تبرّک است و شروع در مداليل سوره است حال در سوره برائت که اصلا ندارد جنبه تيمّن و تبرّک نيست چون آنجا برائت است و عذاب است و فلان. خود بسم الله نقشى ندارد در اينجا صرف تيمّن و تبرّک است و افتتاح در يک فصل جديد و در يک باب جديد و در يک مقوله‌هاى جديدى که آن سوره را تشکيل مى‌دهد مى‌باشد. وقتى که ما مى‌گوئيم‌” بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌”” قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ،” يعنى افتتاح در حقيقت توحيد است‌” بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِذا جاءَ نَصْرُ اللهِ،” افتتاح در معناى نصر است‌” بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌”” قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ‌”، افتتاح در اين معنا است.
      سؤال: اين يک نحوه تعلق معنوى بين بسم الله يا نصر يا حمد ايجاد مى‌شود به اين معنا که مثلا مى‌گويند بسم الله الحمد الله
      جواب: بله اول بسم الله را مى‌گويم بعد يک بسم الله که نمى‌دانم چه مى‌خواهم بخوانم را مى‌گوئيم و با اين بسم الله تعلق ايجاد مى‌کنم بعد آن بسم الله را متعلق به اين سوره مى‌کنم. چون همانطور که عرض کردم جنبه تقيّد مهم است نه قيد. بسم الله مقيد به قيد اين سوره نيست جنبه تقيّد در اينجا آمده. بعبارت ديگر تقيّد جزءٌ و جزءٌ خارجٌ هست؛ در اينجا يعنى خود اين بسم الله از باب افتتاح و از باب تيمّن و از باب تعلق به مداليل بايد بيايد. لذا اگر بسم الله اصلا در قرآن نبود معناى آيه خراب مى‌شد. قل اعوذ برب الفلق، قل اعوذ برب الناس، اذا جاء نصرالله و الفتح، لايلاف قريش. پس اين بسم الله که مى‌آيد به معناى افتتاحيه است. يعنى مى‌خواهد اين معنا را به نام خدا و استعانت از همان مجرا تيمّن و افتتاح کند.
      سؤال:: اين مطلب در مورد سوره حمد همينطور است؟
      جواب: بله درمورد سوره حمد هم همينطور است. آن مربوط به متعلقش است نه مربوط به بسم الله.
      سؤال: از اين باب که الله را جامع جميع اسماء و صفات مى‌دانند خواصى در کلمه بسم الله هست که هر سوره‌اى بر طبق بُعدِ معنوى آن بسم الله شروع شده، لذا ازحيث ابعاد مختلفش تعلق به آن سوره دارد.
      جواب: ما بسم الله که مى‌گوئيم همه ابعاد خداوند را در نظر مى‌گيريم. مى‌گوئيم بسم الله من جميع صفات الجماليه والجلاليه الطاهريه و ... است. حالا اين سوره هرچه مى‌خواهد باشد. فقها مى‌گويند «در اياک نعبد و- اياک نستعين- قصد حکايت کنيد قصد انشاء نمى‌شود. چون واقعاً انسان که نمى‌تواند- اياک- بگويد يعنى جدى بگويد- اياک نعبد- و قصد حکايت کند پيغمبر اينطورى مى‌گفت- اياک نعبد-. ما هم همانطور حکايت مى‌کنيم و الا نماز باطل مى‌شود چون واقعاً به قصد انشاء بگوييد اياک نعبد و- اياک نستعين- خلاف است. ما اشکمان هم بيايد واقعا- اياک نعبد- نمى‌گوييم چه برسد به اينکه صد درصد بگوييم- اياک نعبد- مرحوم آقا فرمودند اينها از بيکارى آقايان است. قرآن مى‌گويد بخوانيد هر کسى به اندازه خودش خدا مى‌گويد بگويد- اياک نعبد- قصد حکايت يعنى چه؟ يعنى حذف تمام مداليل. حذف تمام معنا. شما از قول يکى حکايتى مى‌کنيد که اصلا به شما ربطى ندارد قصد حکايت يعنى اين؛ حسن به حسين مى‌گفت من ظهر خانه شما مى‌آيم که اصلا به شما ربطى ندارد. اينها هم مى‌گويند نماز را اينطورى بخوان. يعنى اصلا بفهم چه هست چه نيست. واقعا توجه کن؛ تمام توجه از بين مى‌رود واقعا شعور مردم چه هست؟
      سؤال: قصد وجه هم همين طور است؟
      جواب: بله همين طور است. بعد از ٧٠ سال چه مى‌نويسند چه مى‌گويند دور بودن از معارف و حقايق آد م را به اينجاها مى‌کشاند.
      سؤال: در حقيقت خودشان را مخاطب قرآن نمى‌دانند.
      جواب: بله.