جلسه ۹۴
5فالنسبه بینهما اتحادیه لا تعلقیة نسبت بین اینها یك نسبت اتحادى است نه نسبت تعلقى است كه یكى را به دیگرى نسبت بدهیم و هر دو هم در خارج باشند بعد با هم دیگر ارتباط پیدا كنند مثل اضافه مثل معقوله اضافه كه طرفین در خارج باشند و بعد با هم دیگر ارتباط و تعلّق پیدا كنند، و الاتحاد لا یتصور بین شیئین متحصلین اتحاد بین دو شیء متحصّل نمىشود باشد دو شیئ متحصّل اقتضاى دوئیت و غیریت را مىكنند و اقتضاى رفع اتحاد مىكنند. اتحاد در جایى است كه یكى از آن دو متحصّل و دیگرى غیر متحصّل باشد بل انما یتصور بین متحصل ولا متحصل کما بین الجنس والفصل، بِمَا هُما جنسٌ وفَصْلٌ، اگر جنس و فصل را لا بشرط بگیریم این اتحاد بینشان عبارت است از همان غیر متحصل و متحصل. جنسِ غیر متحصل است و فصل مىآید آن جنس را متحصل مىكند لابما هما ماده و صوره عقلیتان، اما اگر این دو را ماده و صورت بگیریم هر دوى اینها تحصل دارند هم ماده و هم صورت باید تحصل داشته باشد. و یكى فاعل مىشود براى دیگرى و دیگرى قابل مىشود براى او و قابل باید وجود داشته باشد تا فاعل بتواند بر او تاثیر كند و به عبارتى همان هیولاى مبهم.1
فانصباغ الماهیه بالوجود انما هو بحسب العقل اینكه ماهیت منسبق به وجود مىشود به واسطه تحلیل عقلى است نه به واسطه تحقق خارجى حیث یحلل الموجود الى ماهیه مبهمه و وجود حاصل لها و یصفها به کما مر، این عقل موجود را تحلیل مىكند به یك ماهیت مبهمه كه در كمون این، وجود خارجى نهفته است و یك وجودى است كه حاصلِ براى ماهیت است و آن ماهیت را به وجود وصول مىكند فالمبهم بما هو مبهم لایکون عله للمتحصّل پس مبهم از حیثیت ابهامى كه دارد، چون ماهیت است و ماهیت من جمیع الجهات مبهم است و بدون وجود، هیچ حكمى بر او نمیتوان كرد لذا علت براى متحصل نمىشود باشد چون علت بالوجود باید تقدم بالطبع داشته باشد
- سؤال: بشرط لا در مقام عقل است؟
جواب: درمقام عقل است
سؤال: پس ما در اتحاد خارجى بحث مىکنيم و ايشان مىگويد در ذهن است؟
جواب: نه خير! اگر شما اين ماده را نگاه کنيد، ماده وصورت که يک شى در خارج است در اينجا عقل حکايت از همان خارج مىکند، گرچه در خارج هرچه هست.- حقيقت شى بِصُورَتِهِ است لا بِمادّته- ولى علت قابلىِ ماده که مىآيد و صورت در او تاثير مىگذارد؛ عليت قابلىاش قبلا بايد وجود داشته باشد.
سؤال، قبل از اينکه هيولا در خارج باشد وجودش زماناً بر صورت تقدم داشته باشد نمىشود.
جواب: عرض من در اينجا اين بود که هر چيزى که فعليت داشته باشد جنبه انفعال نسبت به مرتبه بعد دارد سؤال: بله! ولى هيولا استعداد محظ است و فعليتى ندارد
جواب: هيولا بايد مقدم باشد، اين فعليت اگر وجود داشته باشد و نتواند علت براى مرتبه ديگر باشد، پس بنابراين چطور صورت با همين فعليت تبديل به صورت ديگر مىشود، اين به خاطر هيولايى است که در آن است چون در اين هيولا است و اين هيولا زمينه و آمادگى براى مرتبه ديگر را دارد، گرچه خود اين هيولا در يک فعليت است و بدون فعليت، وجود خارجى ندارد ولى هيولاىِ در او؛ علت براى صورت او شده نه صورتِ فعليه اين، صورت فعليه علت نخواهد بود، اگر صورت فعليه علت باشد مىشود تقدم بالقابليت و تقدم معلول بر علت به واسطه جنبه قبوليش مىشود.
- سؤال: بشرط لا در مقام عقل است؟

