جلسه ۹۴
3پس بنابراین با این بیان مرحوم آخوند زیر آب علتِ قابلى فخر رازى را زدند و گفتند علت قابلى در جایى مىآید كه علت، تحصّل داشته باشد، وجود داشته باشد، تقدّم بر عارض داشته باشد، اما در اینجا، ماده علت قابلى براى صورت است. نطفه علت قابلى براى علقه شدن است، علقه شدن علت قابلى براى مضغه شدن است این امور متوالیه و مترتبه بر امر دیگر در فعلیت هستند بالنسبه به قابلیت و انفعالى كه در آن امر متقدم وجود دارد. پس فعلیت امر متقدم، انفعال است بالنسبه به امر بعد و فعلیت امر متقدم قبول است بالنسبه به صورت بعد یعنى الان نطفه در این فعلیتى كه دارد یك جنبه انفعال وقابلیت دارد بالنسبه به مضغه شدن حالا كه مضغه شد قابلیت دارد بالنسبه به علقه شدن پس این علت قابلى قبل از علت فاعلى باید وجود داشته باشد و علت فاعلى است كه مىآید آن علت قابلى را به فعلیت مىرساند، در عین اینكه علت قابلى در آن مرتبهاى كه هست فعلیت دارد و آن صورت كه همان صورت فعلیه اوست براى او علت فاعلى خواهد بود ولى در عین حال قابل هست، براى مرتبه بعدى؛، پس علت قابلى قبلا باید تحقق داشته باشد. حالا مىرویم سراغ ماهیت و وجود؛ مىگوئیم جناب فخر رازى شما در مورد ماهیت مىفرماید كه علت قابلى براى وجود هست آیا باید تقدم داشته باشد یا نه؟ مىگوییم تقدم در اینجا محال است چون ماهیت امر مبهم و لامتحصِّل است و هر شیئ متحصّلى تعین و وجود ندارد تا اینكه شما ملاك تقدّم و تأخر را در او بیابید. بله در باب ماهیات و لوازم ماهیات و ذات و ذاتیات، ملاك تقدّم و تأخر عبارت است از همان تقرر ماهوى، آن تقرر ماهوى كه وجود او وجود ذهنى است در مورد علیت ماهیت براى لوازمش؛ در عالم تقرر هست و این ربطى به وجود خارجى ندارد.

