جلسه ۹۳
7مرتبه تقرر ماهیت
مرتبه وجود ماهیت و مرتبه عدم ماهیت در مرحله تقرر ماهیت، ماهیت علت است براى لوازم خودش صرف نظر از وجود و عدم؛
در مرحله وجود ماهیت، وجود ماهیت علت است براى وجود لوازم.
در مرتبه عدم ماهیت، عدم ماهیت علت است براى عدم خارجى لوازم. همین را مىگویند حفظ مرتبه، حفظ مرتبه و لحاظ مرتبه به این مربوط است كه انسان مرتبه ماهیت و مرتبه وجود و مرتبه عدم را با یكدیگر خلط نكند این یك مطلب. از اینجا ما به این نكته مىریسم كه در مورد حق متعال چطور قضیه صادق است مىگوییم كه حق متعال ماهیت او اگر جداى از وجود او باشد در این صورت همین ما درباره جناب حق متعال این قاعده را جارى مىكنیم. مىگوییم جناب حق متعال!، ماهیت شما، اگر اقتضاى وجود را بكند در هر حال چون این اقتضاى وجود به لحاظ حیثیت نفس ماهیت بر مىگردد نه به لحاظ وجودش بنابراین ماهیت سركار باید در لحاظ عدم اقتضاى وجود را بكند وهو محالٌ
اگر ماهیت سركار به لحاظ عدم، اقتضاى وجود را بكند كه قضیه را به بطلان این برگرداندیم
اگر ماهیت سركار به لحاظ وجود، اقتضاى وجود را بكند كه فقط در این فرض اشكال تقدم الشیء على نفسه لازم مىآید واو این است كه وجود عارض بر ماهیت حق تعالى شده باشد قبل از اینكه لازمه این وجود تحقق پیداكرده باشد، ما گفتیم كه ماهیت موجود علت براى وجود مىشود یعنى ماهیتى كه ما فرض كردیم در صندوق وجود دارد علت براى وجود خارجى مىشود كه، لازم این است. مثل اینكه اربعه علت براى زوجیت بشود این ماهیت موجوده در این صندوق و بقچه علت بشود براى حمل این موجود خارجى براو. براى حمل و معلولیت این وجود خارجى واگر اینطور است نقل كلام در این ماهیت موجوده مىكنیم این ماهیت موجوده وجودش را از كجا آورده است؟ اگر وجودش همین وجودى است كه مىخواهد به آن برگردد این دور است و تقدم الشئ على نفسه. و اگر این وجود را از ناحیه غیر درآورده از واجب الوجودى به ممكن الوجودى ساقط مىشود.

