جلسه ۹۳
2این مطلب مندفع است. چرا كه وجود از سنخ زوجیت براى اربعه نیست كه به لوازم ماهیت تعلق بگیرد، بلكه وجود عبارت است از همان تحقق خارجى این ماهیت؛ اگر ماهیت موجوده اقتضاى وجودِ وجود را بكند، در آن ماهیت موجوده نقل كلام مىشود كه آیا آن وجود بر این وجودى كه مىخواهد بر آن عارض بشود مقدم است یا نه؟ اگر مقدم باشد، تقدم الشیء على نفسه لازم دارد اگر از عنایت دیگرى باشد تسلسل لازم مىآید. بنابراین این بحثى كه در مورد اربعه و زوجیت شده و لوازم اربعه به عنوان لازم، بر اربعه حمل شده با بحث در ماهیتى كه در مورد حق متعال است دو تا است. فعلى هذا ما هیچ چارهاى نداریم كه بگوییم ماهیت حق تعالى عین انیت اوست و عین وجود اوست اگر امتیازى بین ماهیت و بین وجود در حق تعالى قائل بشویم این اشكالاتِ تقدم الشیء على نفسه و تسلسل و دور لازم مىآید.
تطبیق متن
و بالجمله لایجوز ان یکون سبب الشیء من حیث هو حاصل الوجود الا شیئاً حاصل الوجود جائز نیست كه سبب شیئى حاصل الوجود از حیث اینكه آن شى حاصل الوجود است شیءاى غیر از شیء حاصل الوجود باشد سبب و علت شیئ كه آن شیء به عنوان وجود لحاظ مىشود معدوم باشد؛ و الّا لازم مىگیرد كه عدم، اقتضاى وجود كند وهو مستحیل. و لو کانت ماهیه سببا لِلوجود لانها ماهیه لکان یجوز ان یکون یلزمها مع العدم لان ما یلزم الماهیة من حیث هى یلزمها كیف فرضت،
اگر یك ماهیتى به حیثیت ماهوى خودش سبب وجود است نه به حیثیت وجود چون ماهیت است اقتضاى وجود را مىكند و سبب وجود است پس در هر حالى این ماهیت باید اقتضاى وجود را بكند ولو اینكه این ماهیت معدوم نباشد!! این محال است. لکان یجوز جایز است (ان یکون یلزمها مع العدم ... فرضت) اینكه لازم بگیرد آن وجود را مع العدم با عدم یعنى وجود با عدم لازمه ان ماهیت باشد چون آنكه لازمه ماهیت است من حیث هى به جهت خود ماهیت لازم ماهیت است هر طورى شما فرض كردید ولو در حال عدم ولا یتوقف على حال وجودها متوقف در حال وجودش نیست.

