جلسه ۹۲
4بیان ایشان این است كه اربعه علت است براى زوجیت. یا مثلث علت است براى تساوى زوایاى دو تا زاویه با آن زاویه قائمه كه بطور كلى مجموع زوایاى مثلث به ١٨٠ درجه مىرسد. اینكه در اینجا مىفرمایند علت براى تساوى هست بعضىها خیال كرده اند ایشان مىگویند اگر اربعه، اربعه موجوده باشد، علت است براى تساوى و اگر اربعه، اربعه موجود نباشد علت براى تساوى نمى باشد. وجود؛ شرطِ براى حكم، به تساوى نمودن است. وتساوى دراینجا معدوم است. ایشان این حرف را نمىخواهند بزنند. ایشان این را مىخواهند بفرمایند كه نفس اربعه و ماهیت اربعه علت براى تساوى آن دو زاویه با آن زاویه قائمه است یا آن مثلث یا نفس اربعه علت است براى زوجیت. نه اینكه وجود اربعه علت براى زوجیت باشد. ما یك وجود زوجیت داریم یك نفس زوجیت داریم. در وجود زوجیت علت، علتِ موجبه مىخواهد، یعنى علتِ موجبه خارجى باید تحقق پیدا كند تا زوجیت خارجى تحقق پیدا كند یا اینكه وجود مثلث در خارج، علت براى تساوى زاویتین با زاویه قائمه در خارج است. یعنى وجود خارجى علت براى نفس تساوى نیست در حالى كه ما حكمِ به تساوى مىكنیم. بحث ما در این قضایا به عنوان قضایاى حقیقیه است نه به عنوان قضایاى خارجیه در اصطلاح اهل حكمت و منطق. صحبت ما این است كه اربعه، زوجیت را لازم گرفته است. والسلام. ما به وجود زوجیت كار نداریم، به وجود اربعه كار نداریم. مثلث یعنى ماهیت مثلث تساوى را لازم گرفته است. بله، وجود مثلث علت براى وجود تساوى است اما در اینجا چیز دیگرى است. یعنى ماهیت مثلث علت براى تساوى ماهیت است. ماهیت اربعه علت براى ماهیت زوجیت است.
لذا كلام دقیقى كه مرحوم ابن سینا در اینجا دارند این است كه وقتى ماهیت، علت براى یك شى اى شد دلیل نمىشود كه براى همه اشیاء باشد. ماهیت اربعه علت براى زوجیت است اما علت براى وجود زوجیت هم هست؟ این دیگر نمىشود باشد. ماهیت وقتى كه علت براى شى اى باشد كه لوازم ذات باشد یا ذاتیات یك شیء باشد، این دلیل نمىشود كه براى وجود آنها هم علت باشد.

